تمام وجود من در این داستان خلاصه شده است. گاهی همین کلمات به جای من جان می گیرند و حرفهای نگفته ی دلم را بیان می کنند. این داستان را تنها به دو نفر تقدیم می کنم. یکی که در مورد من اشتباه می کند و دیگری که قدر من را ندانست...

روز اول موها یه وری وقتی رفتم ترمینال تا بیام دیدم از بخت خوب من بلیت اتوبوس تموم شده و من مجبورم با یه اتوبوس بنز قدیمی راهی دیار تهران شوم. از آنجا که هیچگاه شانس واژه ای مانوس با من نبود روی صندلهای واقع بر کوهان موتور نشسته بودم. همین بس وقتی از رکاب پائین آمدیم چند روز را مثل پنگوئن به اطراف سیر نمودیم!
کلاس اول را خواب ماندیم و معلوم شد سالی که نکوست از بهارش پیداست!
کلاس دوم که همان علوم کیمیای آلی بود بزور چک و لقد رسیدیم و مشاهده نمودم که چقدر اینجا از جنس رجل در قحطی بسر می بریم. البته این قحطی تا آخر تحصیل بیشتر می شد و هر سال آفت یکی از ماها را کم می نمود.
هر چند بارها هم به درگاه خداونود دعا کردیم پاسخی دریافت نشد که نشد. خلاصه از آنجا که انگار بر پیشانی ما نوشته شده باشد شهرستان دو نفر از دید هم مکتبیان تشخیص دادم که بله...
باری برای مدتی از لقاا... دور شدیم و با شیاطین کلی مانوس شده آنطور که آنها سجده تعظیم بر بارگاهم فرود می آوردند و می گفتند ان الله احسن الخالقین! و ندا سر میدادند تا حال چنین لنگ نیانداخته بودیم...
طریقت عظمای ارازل و اوباش را پیشه کردیم و عرش کبریایی را گنجای خود نمی دیدیم و دائم تسبیح گویان می گفتیم (مرجان کجایی که داش آکل رو کشتن!!!)...
تو گشت و گذارم به اینترنت به این کتاب برخوردم که شنیدم خیلی حرف و حدیث روشه و واقعاْ ارزش دانلود و خوندن رو داره...

برای دانلود کتاب بر روی ( ئیسلامناسی یان ئیسلامنهناسی ) کلیک کنید
وهڵامێک بۆ کتێبی (ئیسلامناسی)ی عهلی میر فوترس
نووسینی
ئیکرام کهریم
کتێبهکهی عهلی میر فوترس که به فارسی نووسراوهو کراوه به کوردی یهکێکه له سهرچاوهکانی ئهو عهلمانییانهی شارهزایی ئیسلامیان نییه بهڵام وهک نووسهر دهیسهلمێنێت ئهو کتێبه پڕه له نهشارهزایی له ئیسلام.
2007 زایینی-1428 كۆچی
قهبارهی فایلهکه: 1،79 مێگابایت
به گرمی اولین روز تابستان سلام. امیدوارم روزهای خوبی رو سپری کنید. دیروز بعد از ۳ ماه برگشتم بانه. جالبه بعد از سالها ( که یواش یواش داشت قرن می شد!) عملیات ساخت پل بانه شروع شد. جای شکر داره بعد از این همه بودجه گم شدن و پیدا شدن آخر یکی کمر همت را بست و شروع کرد به ساختن این پل. دیروز که داشتم راه می رفتم حساب کردم حداقل ۶ تا مجتمع تجاری شروع بکار کردند و ۱۲ تا در حال ساخت و واگذاریه...! آقا به فکر گسترش شهر و ایجاد خدمات هم باشیم. یک پیشنهاد این می تونه باشه که حاج آقای شهردار یک معاونت گسترش و حفظ فضاهای سبز برای خودش تعیین کنه که هم فضاهای سبز شهری روز به روز بیشتر بشن هم فرهنگ پارک در بین بانه ای ها بیشتر از هر روز بیشتر بشه هم حفظش کنن که این از ایجادش مهمتره! نمونه واضحش پارک دوکانان است.
یک فکری هم به حال مرمت پیاده روها بکنن بد نیست. می تونیم به همین طرح در حال اجرا در تهران یک نگاهی بندازیم و عینش را در بانه اجرا کنیم. راستی دیدم یک کارگاه آموزشی و کار پسندیده هم دیروز اجرا شده که جداْ ایجاد این مباحث وکمک به انجمن بیماریهای خاص در بانه بسیار جای خوشحالی داره...
به واسطه کاری که واسم پیش اومده بود چند روزی رفته بودم اصفهان. آقا رسیدن به یک شهر به این میگن. انصافاْ مدیران شهری ما رو باید بفرستن چند جا رو تو ایران ببینن (قدیما می گفتن دنیا رو ببینن ما به همینش راضی هستیم!) مدیریت شهری این نیست چند نفر بیان تو انتخابات شورای شهر شرکت کنن حالا ما که تخصص تو امور شهری برای ما تعریف نشده و ۲۴ ساعته سرمون تو بازار بانه گرمه به اونایی که مایه دارن یا قدیم معلممون بودن رای میدیم تا اونا یک نفر شهردار واسه ما پیدا کنن که ایشون هم از رفقا باشه! چندین ساله ما چوب این ندانم کاری ها رو می خوریم و الان که به یک جایی این شهر از لحاظ سرمایه گذاری می رسه اینقدر این ناتوانی ها نادانی ها را ادامه می دیم تا آخر به جای شهرت شهر ... (هرچی دوست دارید بگید!) بانه به گوش ملت برسه!

آقا بانه مدیریت صحیح لازم داره. ایده لازم داره. سرمایه گذاری می خواد. نگاه به جیب خود را نمی خواد. مثلاْ بیان جای آتش نشانی فعلی یک پارکینگ چند طبقه بسازن. خیابان بیمارستان و خیابان بین میدان کارگر و ساعت را یکطرفه کنن. از عبور و مرور ۳اف و ۲ اف تو معابر داخل شهر جلوگیری کنن. این همه مکانیکی رو توی شهر به یک جایی بیرون شهر منتقل کنن.به جای خانه های مخروبه پشت بانک ملت بیان سینما درست کنن. فضاهای سبز شهری رو گسترش بدن و اونایی که داریم رو حفظ کنن. خانه جوان درست کنن تا همه که جدیداْ همه دارن میرن معتاد بشن بیان اونجا یه هنری یاد بگیرن. دور هم از هم هزاران چیز مفید یاد بگیرن. اینا که میگم شعار نیست و عینه واقعیته.
وقتی تو یک شهری مثل اصفهان یک دست انداز توی خیابون نمی بینی ولی توی بانه یک خیابون سالم نمی بینی چه فکری با خودت می کنی؟ وقتی نمی آی تو محلات فرهنگ سازی کنی که آقا تو ساخت خونه هاتون و... یک اصول زیبایی شهر رو در نظر بگیرید چه انتظاری داری؟ بیایید یک بار دیگر تجدید نظر کنیم ...


یکی از دوستان در طی مطلبی در وبلاگش با این عنوان سخت ناراحتی خودش را نشان داده است...
اكنون مدتي است كه بازار املاك در بانه به طور غير منتظره اي راكد شده است و خواهان املاك و خريد وفروش ان به طور چشم گيري كم شده است.
براستي چرا؟
آيا اين شرايط اقتصادي كه در اين شهر پيش امده بود رو به تمام شدن و نابودي است؟
آيا اين همه مجتمع تجاري ساخته شده ودر حال ساخت ديگر رونقي نخواهند داشت؟
و آيا در دنيا ي امروز (اقتصاد آزاد)بنا نهادن اقتصاد بر روي فرصت هاي موقت و بدون امنيت اقتصادي كاري درست است؟
شما چه مي گوييد؟
منظور نگارنده ی مطلب از این مطلب چی بوده بر من روشن نیست. ولی آنقدر می دانم که ارزان شدن زمین و مسکن و اجاره ها یکی از آرزوهای عالی و رویایی ماست. حال چرا این دوست ما ناراحت شده است خود سوالی است؟؟؟
راستی جشن فارغ التحصیلی ما هم برگزار شد و این هم عکسش...
برای دیدن عکس کلیک کنید
آقا دم شهردار بانه آقای جهانی واقعاْ گرم. این هفته تو دانشگاه ما ( امیرکبیر) نمایشگاهی تحت عنوان شهر من فرهنگ من برقراره که همه ی استانها با نمایش فرهنگ و رسومشون توی غرفه هاشون کلی فضای دانشگاه رو عوض کردن... آخر روز هم تو آمفی تئاتر اجرای موسیقی زنده ی محلی برپاست. شهردار بانه با اسپانسر مالی خوبش یک گروه هلپرکه رو فرستاده بود (گروه ئه وین که واقعاْ ته بچه با حال بودن) که جداْ قشنگ رقصیدند و همه ی سالن رو که جمعیتی حدود ۱۰۰۰ نفر داشت کامل بوجد آورد. هنوز همه ی بچه ها تو کف اون رقص هماهنگ بچه ها بودن... جای همه تون سبز. به زودی عکساش رو تو وبلاگ قرار می دم.
اینم یه عکس از دوست خوبم کیوان شاهدوست:


من ئهفــڕم له خنكانی ههندهسهی مهرجهكانت
كهفارهی سێــــبهرهكان تێدهپهڕن لهرزۆك لهرزۆك
به سهر چینی خشتهكانی عومـــرم
ئیتر ناگهڕێـمهوه له حهول و تهقهلای پسانی غوربهت...

رقصهاي محلي كردي را به دو دسته ميتوان تقسيم نمود:
۱- رقصهاي مذهبي
۲- رقصهادي محلي كردي (عشيرهاي)
الف - رقصهاي مذهبي:
منظور از اين رقصها، حركات پر شور در اوايش ميباشد كه به سماع معروف بوده و در تكايا اجرا ميشود در اين نوع رقص دراويش در عالم بيخودي حركات سر و گردن خود را موسيقي ريتميك هماهنگ كرده اصطلاحاً در وجد به سماع ميپردازند.
ب - رقصهاي محلي كردي عشيرهاي:
رقصهاي محلي كردي را ميتوان از ريشه دارترين و كهنترين رقصها دانست. هل پرين (حمله كردن) يا رقص كردي در گذشته صرفاً با هدف آماده سازي و تقويت نيروي جسماني و روحي مردم مناطق كردنشين انجام ميشد چرا كه مردمان اين مناطق در گذشتههاي نه چندان دور همواره شاهد جنگهاي قبيلهاي بودند و همين امر حفظ و آمادگي هميشگي را طلب ميكرد لذا مردمان اين مناطق در وقفههاي بين جنگها و به مناسبتهاي مختلف دست در دست يكديگر آمادگي رزميو شور و همبستگي پولادين خويش را به رخ دشمنان ميكشيدند.
رقص كردي را يك رقص رزميميدانند كه داراي صلابت و متانتي خاص بوده و ياد آور يكپارچگي اين مردمان غيور در تمامي ادوار ميباشد.
امروزه مجموع اين رقصها را چوبي ميگويند كه معمولاً به صورت دسته جمعي اجرا ميشوند.
رقصهاي محلي با موسيقي كردي پيوندي ابدي داشته و معمولاً زنان و مردان عشاير در مراسم شادي به دور از ابتذال دايره وار دست يكديگر را گرفته به پايكوبي ميپردازند، در اصطلاح محلي اين حالت را گنم و جو(يعني گندم و جو) مينامند( در منطقه مهاباد به آن رَشبَلك ميگويند.)
در اين رقصها معمولاً يك نفر كه حركات رقص را بهتر از ديگران ميشناسد نقش رهبري گروه رقصندگان را به عهده گرفته و در ابتداي صف رقصندگان ميايستد و با تكان دادن دستمالي كه در دست راست دارد ريتمها را به گروه منتقل كرده و در ايجاد ايجاد هماهنگي لازم آنان را ياري ميدهد. اين فرد كه سر چوپي كش ناميده ميشود با تكان دادن ماهرانه دستمال و ايجاد صدا بر هيجان رقصندگان ميافزايد.
در اين هنگام ديگر افراد بدون دستمال به رديف در كنار سر چوپي كش به گونهاي قرار ميگيرند كه هر يكي با دست چپ دست راست نفر بعد را ميگيرد اصطلاحاً اين حالت را گاواني ناميده ميشود.
ادامه را حتماْ بخوانید...
ولی قبل از هر چیز من یک ابتکار تازه دارم.از دوستان عزیز که در یاهو ایمیل دارند تقاضا می شود جهت ارتباط هر چه صمیمانه تر و دوستانه تر در این گروه عضو شوند تا بتوانیم از طریق ایمیل نیز با هم در تماس باشیم و مطالب و ایده های نو را با هم در میان و مطرح سازیم... به دوستان خود هم بگویید...
+دانلود کتاب فه رهه نگی کوردیی بخش اول
+دانلود کتاب فه رهه نگی کوردیی بخش دوم
یک صحنه کوچک منو خیلی خندوند... فکر کن بابات بیاد تو اتوبوس دو صندلی واست گرفته تا بری تهران و درس بخونی... نصفه شب پسر جلوییت بگه خوبی؟! و راحت میاد پشت پیشت و تا صبح با هم حرفهای عاشقانه بزنی! انگار صد سال همدیگه رو می شناسن... ۳۸ نفر دیگه به اضافه راننده و ... هم فقط تو رو نگاه کنن!!!
پی نوشت: نکن حاج خانوم!!! ملت جنبه شو ندارن تو که کار خوب رو انجام میدی!
پی نوشت ۲: این مطلب رو از سایت ایرنا در مورد بانه برداشتم. با این عنوان:در ميان مناطق ديدني و جذاب كردستان، شهرستان بانه موقعيتي برتر براي ايفاي نقش محوري استان در توسعه پايدار منطقه دارد.
ادامه را حتماْ بخوانید...
جاتون سبز به جای اینکه یک روز عمرمون رو توی خیابان بیمارستان تلف کنیم و ۳ خیابان بانه رو متراژ کنیم با یکی از بچه ها رفتیم آربابا... بانه از بالا خیلی قشنگتره...

سلام دوستان خوبم... از بابت دیر به روز شدن جداْ شرمنده چون سیستمم ویروس بهش زده با هزار مکافات تونستم دوباره زنده اش کنم. روز روز تعطیلاته و همه از سراسر ایران راهی بانه شدند. تا حالا بانه این همه جمعیت رو در خودش ندیده. مسئولان این شهر خیلی تلاش کردن تا یک شرایط خوبی را برای مسافران مهیا کنند... جای شکر دارد. یادآوری چند نکته خالی از لطف نیست
- ترافیک سنگینی که بین بانه و سقز به وجود اومده تا حد زیادی با ممانعت از حرکت ماشینهای سنگین در طول روز تا حد زیادی حل می شود. چون هم همه ی مسافر ها در طول روز دوست دارند حرکت کنند و هم با توجه به دیدی که از سرعت و مسیر داریم این مسئله کاملاْ واضح و مبرهن است. در معابر شهری از حرکت ۳ اف و ۲ اف هم تا حد زیادی با جلوگیری شود...
- نظارت نکردن به قیمت اقلام خوراکی داد همه ی مردم را درآورده که مستلزم وجود نهاد نظارت بر قیمت است (آن هم به طور جد و پیگیر!) هم عرضه و تقاضا باید برابر باشد... تاسیس چند بازار روز میوه و تره بار در سطح شهر با توجه به درآمدهای سرشار شهرداری خواسته ای نامعقول نمی باشد و هم این همه مناظر زشت توسط دست فروشان بوجود نمی آید.
- وجود یک پارکینگ طبقاتی در هر شهری از وظایف شهرداری آن شهر است ولی در بانه انواع خیابان ها و ادارات را تبدیل به پارکینگ می کنند. با توجه به این مبالغ گزافی که برای جوازهایی که می گیرند تاسیس این مورد کاملاْ الزامی ست و توقع بی جایی نیست...
- تقویت آنتن های موبایل: بدون شک اعصاب همه از دست این خانم که میگه مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد خوررد شده است... نتورک ها هم که همیشه بیزی است...
بازهم منتظر نظرات شما هستم...
آقا اگه یک خارجی بیاد تو این شهر ما اینقدر آدرسها و مکانهای بانه بدقت با انگلیسی خوبي نوشته شده است که تقریباْ هیچ احتیاجی به پرسیدن اماكن نیست... اگه احیاناْ گذرتون به میدان پانزده خرداد (پارک شهر) افتاد روبروش یک بانک سپه هست که یک دستگاه عابربانک داره که با انگلیسی روان براش یک تابلوی بزرگ درست شده است و مطلب زير روي اون نوشته شده است. بنازم به اين همه سواد و آگاهي... آقا بلد نيستي خوب ننويس... مگه مجبوري؟؟؟!!!
ABER BANK SEPAH
پی نوشت ۱: چه باوری شما رو به این نتیجه رسانده که من دارم پاچه خواری حیدری رو می کنم نمی دونم... باور کنید این وبلاگ وامدار هیچ جریانی نیست تا بخواهد به طرفداری از آن برخیزد... من از حداقلها سخن گفتم٬ چون همه ی ما کردیم و همه مسئول... تو این روزهای بهاری نمی دونم چرا هیچ کس ایمان نمی آورد به پایان فصل سرد...
سال نو را بر تمامی همشهریان عزیزم تبریگ می گویم و آرزوی سالی پر از خوبی و خوشی را برای تمامی شما عزیزان را دارم...

گزارشات حاکی از این است که مرد بی صدای شهرمان برای دومین بار پیاپی نماینده مجلس شد. از همین جا به ایشان تبریک می گویم و برایشان آرزوی توفیق را دارم. امیدوارم که طی این ۴ سال آینده گوشه نظری به مسائل واقعی شهرمان داشته باشند. گاهی به جوانان نیز میدان بدهند و نظرات آنها را جویا شوند. گاهی بلند نظرانه و به عنوان یک آرمانگرای واقعگرا به مسائل منطقه و کشور نظر داشته باشند. الان که مجال پیدا کرده اند و در یک انتخابات بی رقیب و بامشارکت کم پیروز شده اند برای اولین بار با مردم منطقه یک پیمان واقعی ببندند تا مردم این دیار هم رفاه را مزه کنند. به امید فردایی بهتر...
نتیجه انتخابات بشرح زیر است:
آراي بانه آراي سقز
فخرالدين حيدري 26480 8581
احمد فيضي 674 12659
سعدي نقشبندي 2320 6872
محمد قدمي 777 2580
صلاح الدين علايي 33 3164
پرويز اخوان 115 2410
اميد قادري 1375 1096
محمد رضا سمندري 555 1370
حسين غفاري 52 1707
خليل سعيدپور 618 478
جمع آراي بانه:32999
جمع آراي سقز:40917
جمع كل آراي ماخوذه در سقز و بانه:73916
آغاز تبلیغات انتخابات شده و هر روز افراد خاصی از جریانات خاص پشت پرده سخن می گویند! عادت لایتغیر این ملت بوده و هست. ذاتاْ ملت جوگیر هستند و با این حرفا ظاهراْ بیشتر به وجد میاند! یکسری از وبلاگها از طرفداری مسئولین دولتی از نقشبندی سخن می گویند و از طرفی نقشبندی هم اعلام حمایت اصولگرایان از خودش را تکذیب می کند. یکسری مظلوم نمایی را راه خوبی می دانند و آخر از همه این گرافیست ها و اعضای ستاد هستند که دست پر به خونه میرند!
اینقدر محرومیت و بدبختی زیاده٬اینقدر افراد نا توانا و نا آگاه پا گذاشتن تو این مجلس٬ اینقدر درد ین ملت دوا نشده که باید حق داد یکسری بیخیال بشن. امیدوارم این دوره حداقل یکی بهتر از همه بره...یعنی آرزوی قلبی منه... شاید الان همه تو کامنت با لحنی زیبا بگید من چیکار کردم برای بانه؟! همیشه اولین سوالی ست که تو ذهن همه است برای خالی کردن شانه ها از زیر بار مسئولیت... نترسید که ما عادت کردیم...
پی نوشت ۱) به گفته ی یکی از دوستان عزیز روز ۱۸ اسفند تو یکی از منازل مسکونی ( این دو کلمه رو فعلاْ داشته باشید) در حوالی حمزه آباد یک آتش سوزی بدی رخ داده که علت آن وجود بنزین در خانه بوده است! من نمی دونم حالا این ۴۶۰ لیتر که تو خونه بوده واسه چی بوده؟؟؟

له ئهسڵا خهڵكی دۆڵاشم مهریوانه شوێنی ئهژدادم محهمهد (كابلی)م ئهمما، تهخهلوس(قانع)م ناوه سهرهتای وهرزی تاڵی ژیانی ئهم شاعیره له کۆتایی ساڵهکانی سهدهی نۆزدهیه مهوه واتا له ساڵی 1898ی زاینییهوه دهست پی ئهکات.
دوای ئهوهی دهرهبهگهکانی ناوچهی مهریوان باوکی ئهم شاعیرهیان ئاواره کرد و مڵک وماڵیان داگیرکردن به دهم ئهو لێقهوماویهوه وهکوو مناڵی دهربهدهرێک له رۆژی 15ی ئهیلولی ههمان ساڵدا له ئاوایی (رێشین) له بناری شارهزوور له دوای چوارده خوشک چاوی به دنیا ههڵ هینا ... بهو حاڵهشهوه کڵۆڵی دهستی له یهخهی نهکردهوه. له تهمهنی (40 ) رۆژیدا باوکی کۆچی دوایی ئهکات و تازه پێرهوکه ئهبێ كه دایکیشی ئهمرێ. مامهکانی نازی ناکێشن.
ئاخۆ مناڵه دهربهدهرێک لهو تهمهنهدا چون ژیابێت
ادامه را حتماْ بخوانید...