فکرشو بکنید وسط تابستون بارون بیاد و تو هم کلی عجله داشته باشی و جالب تر از همه این است که یک تاکسی هم گیر نیاد. چی میشه؟! آخی بمیرم واسه این همه راننده ی با شرف کاری که فروش بنزین را بر رفاه همشهریان خود ترجیح داده و گامی را در راه اعتلای فرهنگ و پیشرفت این مرز و بوم برداشتند. خوب دیگه چیکار میشه کرد. باید به یک سری اصول معتقد بود ولی متاسفانه... .
دوست عزیز آرام هم اینچنین برای ما می نویسد:
امروز را بدون سلام می گویم که وای بر ما...
از نماد فرهنگ و تمدن گفتم نه یک بار بلکه بارها... . مسافری می آِد به شهری که تنها درامد آن از راه همین مسافران طی می شود با دیدن صف های کیلومتری بنزین از زندگی نا امید می شود. با خود عهد می بندد که این بار دیگر از این هوس سفر ها نکند. ساعتها بلکه شاید در آینده روزها در صف بنزین می ایستیم. مطمئن باشید که یک جای کار می لنگد . طرح زوج و فرد کردن پلاکها هم که خدایش بیامرزد و صف ها به همان وضعیت برگشتند. دوستی می گفت دیشب 60 لیتر بنزین گرفتم طرف که رو پمپ می ایسته آشنا ست!!!
واقعاً آفرین بر این همه رعایت حقوق دیگران. پول حلال یعنی این. مبارکه اون همه تلاش برای ساختن فردا برای فرزندانمان. راستی به این دوستان توصیه می کم همین که در انتظار صف در حال وقت گذرانی هستند نمازشون یادشون نره. صواب کار را هزار برابر کنید. وای بر شما با چه رویی به درگاه خدا می روید؟ بدانید چه می کنید... هیچگاه دادگاه عدل الهی را فراموش نکنید...
دوستی در نظری فرموده بودند می خواهد کمک کند خوشحال می شوم. فقط با معرفی این وبلاگ به دوستان خود تا دیگران هم در نظرات شرکت کنند و اگر مطلب بخصوصی دارند برای من بفرستند تا در وبلاگ به نمایش بگذارم.
ممنون از شما
سلام دوستان این عکسو دیروز خودم با فتوشاپ درست کردم. دوستانی که عکس را بدون متن می خواهند به من ایمیل بزنند تا برای آنها ایمیل کنم...

و اما فردا چگونه خواهد بود...
گویند حافظ در تمام عمر خویش فقط یک بار از شیراز خارج شد و به یزد رفت که بر طبق گفته ها آنجا هم دستگیر شد...
اما در وصف بانه ( شما بخوانید شیراز ) این شعر را سروده است:
از بس که چشم مست در این شهر دیده ام
حقا که می نمی خورم اکنون سر خوشم
شهری است پر کرشمه خوبان ز شش جهت
چیزیم نیست ور نه خریدار هر ششم
گفتی ز سر عهد ازل یک سخن بگو
آنگه بگویمت که دو پیمانه در کشم
حافظ عروس طبع مرا جلوه آرزو ست
آیینه ای ندارم از آن آه می کشم
حیفم اومد واقعه ی جانگدازی را که الان بیرون دیدم را به رشته ی تحریر در نیاورم. جالب بود از کنار صف همیشه شلوغ پمپ بنزین که داشتم می رفتم دو دختر داشتند روبروم می اومدند. جلوتر از من یک پسر بود که بدون معطلی یک تکه ای را آنچنان پراند به خانمها که دردش کم از خمپاره نبود همین که داشت از روی طناب می پرید با خود فکر کرد که من تا اینجا این همه خودم را مهم نشان دادم الان نوبت آن است که افتخارم را تکمیل کنم. خواست با پرش از روی این طناب عبور کند به یاد حل یکی از مسائل مهم زندگی.
اما.......
باور کنید آنچنان نقش بر زمین شد که هواپیماهای خطوط ایران ایر هم اینچنین سقوط کرد. با تمام خنده ای که تمام وجودم را در خود گرفت خواستم این 70 کیلو گوشت را از روی زمین جمع کنم اما " نگاه کرد در من فقیه نگه کردن عاقل اندر سفیه" با این وجود من به کار جمع کردن ادامه دادم. ناراحت به پیمودن ادامه مسیر ادامه داد.
ماجرا را زمانی که داشتم با آب و تاب تعریف می کردم یکی از دوستان با یک نگاه بی اعتنا به من گفت ریشه ی این همه مشکل در عقده های فنری است از بس که ما محدودیم. و من به اشارت این استاد روانشناسی در پی این آدرس عقده هستم. به امید روزی که آن را بیابم!
بی شک یکی از ویژگیهای جامعه ی پویا وجود افرادی است که به نوع حرکت کمک کنند. برای حرکت همانا هدف مقدس ترین واژه ای است که می توان در نظر گرفت و برای ابادانی یک مکان و حتی یک دل همت لازم است. ما زنده ایم و برای ادامه ی بودن تلاش می کنیم. نگذاریم بودن فقط واژه ای در میان ما باشد. بودن را به با هم بودن تبدیل کنیم و جامعه را آنقدر آرمانی کنیم که همگان غبطه ی آن را بخوررند. ما مسئولیم در برابر الان و آینده و شاید هم گذشته. در حال پیشرفتیم اما این پیشرفت را از آنچه که زیبا نیست و شایسته نیست بزدائیم.
اسباب پیشرفت نه تنها وسایل فیزیکی است بلکه انگیزه و فکر قوی است. باید این را انگیزه کنیم. برای یک بار هم که شده فرق بین شعار و شعور را درک کنیم. اگر فکر می کنیم خیلی از این رسوم قدیمی بدرد نمی خورد آنها را کنار بگذاریم و رسم جدیدی را در پیش بگیریم. باشیم تا دیگران نیز باشند...
جواب کنکور هم آمد. یاد روزی که رتبه کنکور خودم آمد و بالاخره جواب رشته. ابعاد پوست تنم گنجایش این همه خوشحالی را نداشت. باز هم آنطور که باید و شاید بانه ندرخشید ولی خوب بود. می توان به تمامی آنانی که رتبه خوب آوردند خسته نباشید گفت و برای دیگران آرزوی موفقیت کرد.
تلاش می کنیم برای بودن و تازه بودن be fresh…
سایت خبری شرکت آربابا هم بازگشایی شده... کلی امکانات جالب داره که خوشتون می آید...
امروز چهارشنبه یکی از روزهای عجیبی بود که ذهن من در عالمی دیگر سیر می کرد. امروز به این نکته پی بردم که پسرهای جوان تقریباً تمام مدت در بعداظهر در 3 خیابان بانه در حال چرخیدن و پیمودن خیابان اند. بحث داغ هم بحث در مورد دخترهاست. البته با توجه به سن امری طبیعی ست البته باید برای این بحثها باید مرزی قائل شد و نوعاً یک کم مواظب چشمها بود چون واقعاً توجه من امروز روی این نکته معطوف بود که بد جور خارج از محدوده می چرخند.
بسیاری از ماها نیز برای خود نظریاتی داریم. توجه شما را به این نکته ها جلب می کنیم:
1) اینها همه ناشی از نوعی عقده های اجتماعی است که در اثر کمبود رابطه ها بین طرفین همواره این حس وجو دارد.
2) افرادی که پا بر عرصه دانشگاه می گذارند بعد از مدتی به این نتیجه می رسند: من در شهر خودم زن نمی گیرم!!! چون هیچ یک از معیارهای که من می خواهم در او یافت نمی شود ( برای عنوان روشنفکری و آگاهی از مسائل روز)
3) جوانی نیز با همین ها خوبه... بذار حالمونو ( یا حالشونو) بکنیم...
و هزاران نظریه دیگر. اما بگذارید از یک دریچه دیگر به نوع قضیه نگاه کنیم. ببینید نوع رفتارها را خود انسانها تعیین می کنند با توجه به نوع فرهنگ و اقلیم ما نیز رفتارهای خودمان را داریم که با روز در حال حرکت است ( البته روی این موضوع واقعاً می توان مثنوی 70 من نوشت!!! سعی می کنم نوشته ی بعد را روی این مطلب ادامه بدهم) خوب در این بین سرعتها و انگیزه ها و ایده ها و خواسته ها متفاوت است. پس می توان از افراد مختلف در این شهر رفتارها و هنجارهای مختلف را مشاهده کرد.
یک تنه به قضاوت رفتن و چسپاندن مهر عقده ای بودن به یک جمع از انسانها نه تنها کار درستی نیست بلکه کوته فکری یک نفر را نماینگر می شود.
به طور خلاه می واهم بگویم اگر نوعاً به طور اکثریت روی موضوعی به عنوان عقده اجتماعی تاکید داریم در صدد درست کرردن موضوع باشیم. با رفتارهای دیگر یا بی اعتنایی از کنار موضوع رد نشویم...
قصد داریم به معرفی یک روش جالب بپردازیم که با استفاده از آن میتوانید آخرین اخبار هواشناسی تمام شهرهای ایران را از طریق SMS دریافت کنید. در این روش کافی است کد پیش شماره هر شهر را به شماره مخصوصی SMS نمایید ، پس از چند لحظه آخرین وضعیت آب و هوایی این شهر برای شما از طریق SMS به موبایلتان ارسال میشود.
جهت اطلاع از آخرين وضعيت آب و هوايي شهرها پيغام خود را شامل پيش شماره تلفن شهر مورد نظر و جهت اطلاع از پيش بيني 24 ساعته مراكز استانهاي كشور پيغام خود را شامل پيش شماره تلفن شهر مورد نظر بدون 0 به وسيله تلفن همراه به شماره تلفن 09123055005 ارسال نماييد و منتظر دريافت پاسخ بمانيد. در فاصله چند ثانيه اطلاعات مورد نظر از طريق تلفن همراهتان به اطلاع شما خواهد رسيد.
مثال براي دريافت آخرين وضعيت آب و هوايي شهر تهران 021 و براي اطلاع از پيش بيني 24 ساعته 21 را بايستي به شماره تلفن 09123055005 ار سال نماييد.
برای بانه:۰۸۷۵۴۲۲
بر طبق آخرین اخبار مدتی دیگر دانشگاه آزاد نیز در بانه به وجود خواهد آمد آن هم تحت مدیریت دانشگاه آزاد سقز. دانشگاه پیام نور هم که امسال با یک رشته در بانه شروع به کار خواهد کرد و احتمالاً در ساختمان قبلی بخشداری بانه. بودجه ی آن تامین شده و به زودی این دانشگاه نیز در بانه شروع به کار خواهد کرد. البته از این لحاظ که دانشگاه نیز وارد بانه می شود خوشحالم اما از اینکه دانشگاه سطح پایینی است همیشه دلنگران خواهم بود. باور کنید ما می توانیم با وجود اینکه امکانات هم خیلی کم است اما بهترین پیشرفت ها را در دانشگاه های طراز اول کشور داشته باشیم. پس به این چیزها بسنده نکنید و همیشه در تکاپو باشید که به بالاترین ها برسید.
راستی دیروز یکی می گفت بنزین فروختن (این داغ قدیمی من که مردم بانه مدتی است به این حرفه خو گرفته اند) از فروختن بدترین ها هم بدتر است. ما همه مسئولیم که این فرهنگ را در بانه بگذاریم که با این کار هم به حق خودمان و هم به دیگران ظلم می کنیم.
نظر شما چیه؟
Hacked By KatRina Iranian Hackers
اما به هر صورت این هم اطلاعاتی از جمعیت و نوع آن در بانه... خیلی برای من جالب بود با دقت بخونید.
| روند تغييردرميزان جمعيت وتراكم بخش آلوت | |||||
| دوره آماري | 1345 | 1355 | 1365 | 1375 | 1382 |
| تعداد جمعيت | 6821 | 9006 | 11507 | 11997 | 7827 |
| ميزان تراكم | 20.7 | 27.4 | 35 | 36.5 | 23.8 |
| روند تغييردرميزان جمعيت وتراكم بخش نمشير | |||||
| دوره آماري | 1345 | 1355 | 1365 | 1375 | 1382 |
| تعداد جمعيت | 10220 | 14143 | 22888 | 20887 | 20110 |
| ميزان تراكم | 22.5 | 31.2 | 50.25 | 46 | 44.3 |
| روند تغييردرميزان جمعيت وتراكم بخش مركزي | |||||
| دوره آماري | 1345 | 1355 | 1365 | 1375 | 1382 |
| تعداد جمعيت | 12476 | 20167 | 25640 | 62738 | 72109 |
| ميزان تراكم | 71 | 115 | 146.5 | 358.5 | 412 |
| روند تغييردرميزان جمعيت وتراكم بخش ننور | |||||
| دوره آماري | 1345 | 1355 | 1365 | 1375 | 1382 |
| تعداد جمعيت | 5017 | 6027 | 8799 | 9922 | 9637 |
| ميزان تراكم | 10 | 12 | 17 | 20 | 19.5 |
امروز صبح بعد از 3 روز خسته کننده و کاری از تهران برگشتم. در نمایشگاهی که برای معرفی رشته در دانشگاه برقرار بود نهایت تلاش خودم رو برای معرفی واقعی نساجی انجام دادم. با بچه ها هم برای کارهای شورای صنفی در طول ترم جدید کلی تصمیم گرفتیم تا در اردوی پیش دانشگاهی 85 اردوی خوبی را برای ورودی جدید دانشگاه برگزار کنیم.
همین که صبح زود وارد بانه شدم با صف پمپ بنزین مواجه شدم. وای صف آنقدر طولانی شده بود که انتهای صف وارد خیابانی شده بود که نمی شد دید.
واقعاً برای این مردم متاسفم. آیا بیست لیتر بنزین را 8000 تومان فروختن اینقدر ارزش دارد که اینچنین مناظر زشتی را نشان دهیم؟ باور کنید اگر بانه زیر سخت ترین بمباران ها هم قرار بگیرد و کمبود بنزین بیداد کند صف ها اینطوری نمی شود. چرا ما برای رسیدن به اندک پولی اینطور حقوق دیگران و عمر خود را ضایع کنیم؟ آیا واقعاً ارزش این است؟