| { مهمترین مشکلات بانه } |
| مهمترین مشکلات بانه در حال حاضر چیست؟ |
اقتصادی ( 15رای، 17%)![]() |
فرهنگی ( 45رای، 51%)![]() |
سیاسی ( 9رای، 10%)![]() |
مذهبی ( 18رای، 20%)![]() |
عنوان نظرسنجی: مهمترین مشکلات بانه تاريخ شروع نظرسنجی: 1385/5/7 مجموع نظرات: 87 |
فخرالدین حیدری، نماینده سقز و بانه در مجلس هم در نامهای به محمود احمدینژاد، به تلفات جانی ناشی از قطع گاز در این شهرها اشاره كرده و نوشته است: چه كسی میخواهد پاسخگوی مرگ عزیزانمان در سقز بشود؟ كودكان و زنان شهرستانهای سقز و بانه كه روزگاری قهرمانانه در مقابل بمبهای استكبار جهانی نمیلرزیدند، امروز به واسطه سهلانگاری عدهای از مسوولان از سرما میلرزند. همچنین به نوشته همبستگی، بخشی از خشم و نارضایتی مردم و بیش از همه اهالی مناطق غربی كشور را میتوان در گفتههای امین شعبانی نماینده اصولگرای سنندج در مجلس هفتم مشاهده كرد. او بااشاره به جریان افتادن استیضاح وزیر نفت، خواستار استعفای او شده و احمدینژاد را هدف تندترین انتقادات قرار داده است. شعبانی گفت: احمدینژاد در شعارهای انتخاباتی خود شعار آوردن نفت بر سر سفرههای مردم را همواره مورد تاكید قرار میداد ولی با وضعیتی كه مردم در مناطق سردسیر دارند، كاملا عكس این موضوع را شاهد هستیم. خطر بروز خاموشی در حالی به صورت رسمی اعلام میشود كه وزیر نیرو كابوس خاموشیها در سال 86 را تكذیب كرده بود ولی هنوز یك هفته از آن تكذیب نگذشته، بحران به دلیل مشابه دیگری حداقل 3 ماه زودتر رخ نموده است. ادامه قطعی گاز باعث تشدید موج انتقادها در نقاط مختلف شد، طوری كه در سقز كه یك هفته از قطع گاز آن میگذرد و مردم آن در گرمترین شبهایشان با دمای 38 درجه زیر صفر مواجه بودهاند، با تجمع در مقابل فرمانداری این شهر با نیروی انتظامی درگیری پیدا كردند. افشاری فرماندار سقز این خبر را تایید كرده است.
روزهای سرد خیلی آشنا هستند. خیلی بیشتر از اون چیزی که می گم...
اما خیلی چیزا غریبی می کنند! نگاه گرگ مانند اون راننده تاکسی هایی که به هیچ چیز جز پولشون توجهی ندارند. امروز نزین رو می فروشند که همانا فروختن وجدان و شرفشون خیلی بهتره! هزاران نفر تو این سرما باید بیرون به انتظار تاکسی ای بیاستند که در کار نیست! متاسفم برای این باتلاقی که خودشون درست کردند. من کشته مرده ی اون حرفهایی هستم که در مسجد و برای رضای خدا می زنند که انصافاً بنزین فروختن از هر دزدی ای بدتره... یا اون سربازی که در نهایت بی شرمی با گرفتن پول میذاره ملت بنزین بیشتری بریزند.وجدانتونو به قضاوت می گیرم.
مهرورزی دولت نهم هم که مزید بر علت شده و تو این 3 روز ما یک لحظه ندیدیم که گاز داشته باشیم. اخه بابا کسی نیست بگه چراغی که به خانه روا ست به مسجد حرام است.... تو بیا مردم خودتو تامین کن که از سرما نمیرند بعد بفروش... ای بابا این قصه سر درازی دارد.
شهرداری هم که ماشالله هر روز میاد و این خیابونا را پاک می کنه... واقعاً که روتون میشه به چیه خودتون بلوف بزنید بابا شما که کاری نمی کنید وعده دادنو از کی یاد گرفتید. بمیرم واسه همتون.
سلام دوستان...
بالاخره بعد از این دل و اون دل کردن می خوام دلمو به دریا بزنم و فردا برگردم... انشالله خوش می گذره بهم... خیلی دلم تنگ شده بود . بابا بی خیال درس و دانشگاه!!!! به امید دیدار...

اما در هر صورت این وبلاگ جدید منه که موازی با این به روزش می کنم:
www.booran.blogfa.com
سر بزنيد خوشحال ميشم.![]()
دیشب شب یلدا بود... شبی به بزرگی دل من.وداعی با خزان... بی گدار دل رو به دریا زدم و نصفه شب تو کوچه های جنوب شهر هوس قدم زدن به سرم زد. در هر کوچه ای نشانی از شادی در رگ این مدم یافتم. من سرمست از خوشحالیشان.... تا در بن بستی پیرزنی را دیدم که لای یک پتو خوابیده...!
برای خود می خواند" لالالا گل پونه ..." بی اختیار اشک در چشمانم جمع شد. آخر وقتی نزدیک شدم دیدم زنی میانسال است که صدایش بس ناجوانمردانه شکسته است. برای خود می خواند. یک لحظه ترسیدم. دلم افتاد و من از او دور شدم. نمی دانم چرا؟ از خودم بدم اومد اما ترسیدم.تراژدی زندگی کماکان ادامه دارد.
امروز در آن خیابان سرد من منتظر ماشین بودم ولی به جز من کسی نبود.فقط من و فقط من... . وداع را در چشمان خیابان هم می شد دید. احساس میکنم به زودی بسرایم ترانه ی خداحافظ فردا را....من غارت شده ام قلبم لخت و خالی می لرزدچه کسی نفرین را ربوده است؟؟!! من می خواهم فردا را نفرین کنم.
امشب به یاد تو افتادم لبريز از حس تلخ بي تو ماندنم ودرگريز از خاطرات كهنه نخ نما