سلام دوستان عزیز همشهری
سال نو در راه است... بازم به همه تون تبریک می گم!
امروز تازه رسیدن خونه! دیشب تو اتوبوس با یک سری همسفر بودیم که تا خود بانه حرف زدند! باور کنید اگه با برق کار می کردند باید یک نیروگاه تو اتوبوس برق تولید می کرد! از همه چیز گفتند و با توجه به جنسیت مرد مثه پیرزنا هی حرف زدند! بگذریم... یکی هم همراهمون بود که شاید معرف حضور باشه! دوستی که ادعا کرد به طور غیبی رفته حج!!! یه مدت بحث محفلها شده بود... بی خیال! نمی خوام از همچین قضیه های بی ارزشی صحبت کنیم!
اول صبح که رسیدم چشمم به جمال صف 2 کیلومتری پمپ بنزین روشن شد و دردی را از ما دوا کرد!!! با نفسی عمیق نارضایتی خود ر اعلام کردم و به طی مسیر پرداختم و با بذل توجه به این نکته که تاکسی هم گیر نیومد پیاده مسیر را گز کردم! در همون اوان رسیدن مورد ماچها و محبتهای بی بدیل اهل خانه قرار گرفتم... و به نشانه ی ناز تا الان خوابیدم! خلاصه روزهای خوبی می خواد در انتظارم باشه...
به امید دیدار... روزهای آخر سال خوبی داشته باشید...

نوروز،
از جشنهای باستانی ایرانیان است که امروزه در محدوده جغرافیایی ایران زمین یعنی در کشورهای ایران، آذربایجان، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و بخشهای کردنشین کشورهای عراق و ترکیه و سوريه، در روز ۱ فروردین (۲۱ مارس) هرسال برگزار میشود. برگزاری جشن نوروز همچنین در زنگبار واقع در افریقای شرقی که در قدیم سکونتگاه ایرانیان مهاجر بوده رواج دارد.
عده زیادی فرق میان نوروز و لحظهٔ تحویل سال نو را درست نمیدانند. تعریف درست
نوروز
نخستین روز سال در تقویم ایرانی است یعنی یکم فروردین ماه و یا روز اورمزد از ماه فروردین. لحظهٔ آغاز نوروز درست پس از نیمه شب است و این یک لحظهٔ «تقویمی» است. لحظهٔ تحویل سال یک واقعه یا لحظهٔ «طبیعی» است و زمان آن میتواند ساعتها با لحظهٔ آغازین روز یکم فروردین فاصله داشته باشد. بنابراین، لحظهٔ تحویل سال در سراسر جهان یکیست، ولی لحظهٔ آغاز نوروز (یکم فروردین) نسبی است، نسبت به خط استاندارد زمان بین المللی که سابقا به خط «گرینویچ» مشهور بود و هنوز هم اکثر مردم آن را به همین نام میشناسند.
پیشینه نوروز
به باور زرتشت، ماه فروردین (نخستین ماه گاهشماری خورشیدی ایرانیان) به فرهوشی (سرزندگی) اشاره دارد به اينكه که دنیای مادی را در آخرین روزهای سال دچار دگرگونی میکند. بنابراین، زرتشتیان، ده-روز را برای اینکه روح نیاکان خود را شاد کنند، گرامی میدارند. ممکن است این سنت که، برخی پیش از نوروز به گورستانها میروند، ریشه در این باور داشته باشد. یک روایت در مورد خاستگاه نوروز این است که در این روز کیاخسرو، پسر پرویز بردینا، به تخت سلطنت نشست و ایرانشهر را به اوج شکوفایی خود رساند.
روایت دیگر این است که در این روز ویژه (یکم فروردین)، جمشید، پادشاه پیشدادی، بر روی تخت طلایی نشسته بود در حالیکه مردم او را روی شانههای خود حمل میکردند. آنها پرتوهای خورشید را بر روی پادشاه دیدند و آن روز را جشن گرفتند.
در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (۲۱ مارس) آغاز میشد، ولی مشخص نیست که چند روز طول میکشیدهاست. در بعضی از دربارهای سلطنتی جشنها یک ماه ادامه داشت. مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا میشد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، در طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی بود، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامیکه پادشاهان مردم عادی را به دربار شاهنشاهی میپذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی داشت.
جشن نوروز از آیینهای باستانی و ملی ایرانیان میباشد. جزئیات چگونگی این جشن تا پیش از دوره هخامنشیان بر ما پوشیده است. در اوستا نیز هیچ اشارهای به این جشن نشده است. همچنین از دید مذهب و باورهای دینی ایرانیان باستان در ارتباط با این جشن اطلاعاتی در دست نیست. اگرچه مطالبی کلی در تعداد اندکی از کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود دارد.
با استناد بر نوشتههای بابلیها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از استانهای گوناکون که پیشکشهایی نفیس همراه خود برای شاهان آورده بودند میپذیرفتند. گفته شده که داریوش کبیر، یکی از شاهان هخامنشی (۴۲۱ - ۴۸۶)، در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدایان بزرگ بابلیان بود دیدن میکرد.
همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن میگرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ میشد. سپس کسی که به خوش قدمی شناخته شده بود وارد میشد. و سپس والامقامترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکههایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ میشد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را تقدیم شاه میکردند. شاه پیشکشهای نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را میان حاضران پخش میکرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته میشد. در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ میپاشیدند و تا روز ۱۶ فروردین که به آن روز مهر میگفتند، آنها را برنمی داشتند.
روشن کردن آتش هنگام عصر یکی دیگر از رسومی بود که بین مردم در نوروز عمومیت داشت. ریشه مراسم روشن کردن آتش توسط ایرانیان در آخرین چهارشنبه سال نیز به همین عمل ایرانیان باستان بازمی گردد. ایرانیان باستان به آتش احترام میگذاشتند. آن زمان عقیده بر این بود که آتش موجب تصفیه هوا میشود.
در نخستین بامداد نوروز، مردم روی یکدیگر آب میپاشیدند. پس از گرویدن به اسلام نیز این رسم بجا مانده است با این تفاوت که به جای آب از گلاب استفاده میشود. از دیگر رسوم نوروز، حمام رفتن و هدیه کردن شکر به یکدیگر در روز ششم فروردین بود. و یکی از باشکوهترین سنتها نیز سبز کردن دانه گیاه در یک ظرف است که به آن "سبزه" گویند.
آیینهای نوروزی
از جشنهای متعددی که در ایران باستان مرسوم بوده، یا از جشنهای اندکی که از آن عهد به یادگار مانده، هیچ یک به طول و تفصیل نوروز نیست. نوروز جشنی است که یک جشن کوچکتر (چهارشنبه سوری) به پیشواز آن میآید و جشنی دیگر (سیزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سين است.
نوروز در گذشته دارای آداب چندی بوده است که امروز تنها برخی از آنها برجای مانده و پارهای در دگرگشتهای زمانه از بین رفتهاند. از رسمهای بجا مانده یکی راه افتادن حاجی فیروز است.
خانه تکانی
خانه تکانی از دیگر آئینهای نوروز است. ده پانزده روز مانده به نوروز (سال نو)خانه تکانی شروع میشود. در این آئین، همه وسایل خانه گردگیری و شستشو میشود و پاک و پاکیزه میگردد.
چنان زوایای خانه را میروبند که اگر تا یک سال دیگر هم آن زوایا از چشم خانم خانه پنهان بماند یا فرصت پاکیزه سازی آنها به دست نیاید، قابل تحمل باشد.
وسواس برای این پاکیزه سازی تا به حدی است که در و دیوار خانه اگر نه هر سال، هر چند سال یکبار نقاشی میشود.
پس از خانه تکانی، نوبت سبزه کاشتن میشود. مادران حدود یک هفته مانده به نوروز، مقداری گندم و عدس و ماش و شاهی در ظرفهایی زیبا میریزند و خیس میدهند تا آهسته آهسته بروید و برای سفره نوروزی آماده گردد.
کارت شادباش
کاری که پس از شکل گیری روشهای جدید ارتباطی مانند نامهنگاری، یا شکل جدیدتر آن نامههای الکترونیکی رواج یافته، ارسال کارت شادباش است؛ یک هفته پیش از آغاز سال نو، زمان ارسال کارتهای شادباش فرا میرسد، فرستادن کارت شادباش برای همه دوستان و آشنایان، و اقوامی که در دیگر کشورها یا شهرها زندگی میکنند، البته کاری پسندیده است، امروزه و بعد از رواج تلفن بیشتر به یک تلفن برای گفتن تبریک سال نو پس از تحویل سال بسنده میکنند.
دید و بازدید
دید و بازدید رفتن تا پایان روز ۱۲ فروردین ادامه دارد. اما معمولاً در همان صبح نوروز به دیدن اقوام نزدیک، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن یا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائی و... میروند.
روزهای بعد نوبت اقوام دورتر فرا میرسد و سر فرصت به دیگر اقوام و دوستان سر میزنند و دیدارها تازه میکنند. حتی اگر کسانی در طول سال به علت کدورتهایی که پیش آمده از احوال پرسی یکدیگر سر باز زده باشند، این روزها را فرصت مغتنمی برای رفع کدورت میشمارند و راه آشتی و دوستی در پیش میگیرند.
مسافرت نوروزی
از آنجا که مدارس در ایام نوروز تا ۱۴ فروردین تعطیل است، فرصت خوبی برای سفر کردن به دست میآید. پس گروه کثیری از مردم به شهرهای دیگر و نقاط خوش آب و هوا ی کشور که در ایام نوروز از آب و هوای معتدل برخوردار است، سفر میکنند. اما این سفرها نیز خالی از دید و بازدید نیست. مردم به دیدار یکدیگر میروند و دیگران را به شام و ناهار دعوت میکنند. سفرهای زیارتی نیز که از دیرباز مرسوم بوده، همچنان رونق دارد. به این معنی که عده زیادی شب عید به قم یا مشهد میروند و پس از یکی دو روز به خانه و کاشانه خود باز میگردند.
دیگر آیین ها
آداب و سنن مربوط به نوروز در گذشته بیش از امروز بوده است.
تا چند دهه پیش در برخی نواحی ایران، نوروزی خوانی مرسوم بوده است. در گیلان و مازندران و آذربایجان، از حدود یک ماه پیش از فرارسیدن نوروز، کسانی در روستاها راه میافتادند و اشعاری در باره نوروز میخواندند. اشعاری که بنا بر تعلقات مذهبی شیعیان با مضامین مذهبی آمیخته بود و ترجیع بند آن چنین بود:
باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده / مژده دهید بر دوستان، ...
این پیکهای نوروزی در مقابل نوروزی خوانی از مردم پول یا کالا میگرفتند و سورسات نوروزی خود را جور میکردند.
تا چهل پنجاه سال پیش به راه انداختن «میر نوروزی» نیز یکی از آئینهای رایج بوده است. داستان میر نوروزی این است که در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروایی شهر را به فردی از پائینترین قشرهای اجتماعی میسپردند و او نیز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب میکرد و فرمانهای شداد و غلاظ علیه ثروتمندان و قدرتمندان میداد.
آنها نیز در این پنج روز حکم او را کم و بیش مطاع میدانستند و تنها در موارد پولی به چانه زدن میپرداختند. پس از آن پنج روز نیز میر نوروزی مطابق سنت از مجازات معاف بود و هیچ کس از او بازخواست نمیکرد که چرا در آن مدت پنج روز چنین و چنان کرده است.
حافظ در این بیت به عمر کوتاه آدمی، عمر کوتاه گل و عمر کوتاه سلطنت میر نوروزی اشاره دارد:
سخن در پرده میگویم چو گل از غنچه بیرون آی که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی
هفت سین
سفرهای است که ایرانیان هنگام نوروز میآرایند. این هفت قلم «سین» میتوانند هر چیزی با آوای آغازین «سین» باشند (نمادی از «سپنتا»). برای مثال این هفت قلم «سین» بسیار رایج هستند:
سبزه: نماد خرمي و نو زيستي
سرکه: جايگزين شراب و نماد شادي (ميوه درخت تاک در ايران ميوه شادي خوانده ميشد)
سمنو: نماد خير و برکت
سیب: نماد مهر و مهرورزي
سیر: نگهبان سفره (در اکثر فرهنگ هاي آريائي براي سير نقش محافظت کننده از شر قائل بودند)
سماق: نماد مزه زندگي
سنجد: نماد حيات و بزر حيات
عود که امروزه در نوروز فراوان استفاده میشود در گذشته نماد ثروت خانواده بود که عود که از هند اورده شده است بسوزانند و بقيه اسپند میسوزاندند.
امروزه بسياري در اين سفره سنبل، سکه و ... نيز در اين سفره ديده میشود که از آنجا که اين سفره ديگر جنبه مذهبي ندارد هر کس به اختيار خود در آن آزاد است.
اين سفره بعضي آداب خاص نيز داشته است از جمله اين که افراد بايد با لباس آراسته بر سر سفره حاضر شده و اگر کسي اوموک (يک لنگه کفش به پا) داشت میگفتند وي تا آخر سال زندگيش لنگ ميزند.
چهار شنبه سوری در نزد پيشينيان ما و تا همين پنجاه و شصت سال پيش، تنها برافروختن آتش نبود، عبور از آتش تنها يکی از مراسم آن شب شمرده میشد. از مهمترين کارهای ديگر در اين شب يکی هم قاشق زنی بود و ديگری ايستادن بر سر چهارسوق، گاه به نيت فالگوشی و گاه برای نشان دادن گره فروبستهای تا دستی پيدا شود و گره گشايی کند جشن سوری مناسکی بود ويژهی ايرانيان، در آخرين شب اسفندار مذ(ماه اسفند) و رواج آن بيشتر شايد در خراسان بزرگ بود. «سوری» ظاهرا نوعی از گل سرخ و بسيار خشبويی بوده که بعدها به نام گل محمدی شهرت يافت. شادی، خوشحالی و خرمی را نيز از معانی «سوری» دانستهاند . پس جشن سوری انگار خوشامدی بوده به نورز و بهار و سبزه و گل.
اگر چه جشن سوری پيشينهای در ايران پيش از اسلام داشته و با ششمين گاهنبار که روز آفرينش مردمان دانسته میشد يگانه بوده است اما پس از اسلام دگرگونیهای تازهای پيدا کرد و در پارهای موارد با مضامين اسلامی هم در آميخت.

پيش از اسلام چرخهی گاه شماری روزانه چنان بود که برای هر سی روز نامی از نامهای ايزدان و امشاسپندان بود . اما پس از اسلام گاه شماری روزانه که در چرخهی سی روزه تکرار میشد به حساب «هفته» در آمد و نام روزها را «شنبه» تا پنجشنبه و جمعه نهادند. اين چرخهی هفت روزه، ظاهرا مبتنی بر داستان آفرينش در کتاب پيدايش تورات است که خداوند جهان را در شش روز آفريد و در روز هفتم آرامی گرفت . واژهی «شنبه» نيز شکل تغير يافتهی همان «سَبت» روز آرامی خداوند است که در نزد يهوديان مشهور و مقدس است.
با تغير نامگذاری روزها و پديد آمدن نامهای شنبه تا جمعه، آخرين شب چهارشنبهی هرسال شمسی، ويژهی جشن سوری شد. همين بود که ترکيب «چهارشنبه سوری» پديد آمد و نخستين بار در قلمرو حکومت سامانيان رواجی دوباره پيدا کرد، افروختن آتش و عبور از آن نيز از نقطههای کانونی چهار شنبه سوری شد. شايد به ياد نيايش آتش مقدس آسمانی، يا عبور سياوش از آتش تهمت ها، و روئين تنی ابراهيم در آتش خشم نمروديان، شايد هم عبور از سه تودهی آتش مقدس، به نشانهی سفارش نياکان به سه اندرز پندار نيک و گفتار نيک و کردار نيک که پليدی ها را از آدمی بزدايد. و بسی تاويلها و تعبيرهای گوناگون ديگر، که از آتش پاک آسمانی تا آتش عشق زمينی را شامل میشد.
از آنجا که اين جشنها متولی خاصی نداشت و ارباب دين هم کاری به آن نداشتند، مردم عادی با شمّ و ذوق انسانی خود و متناسب با نيازهای عاطفی خود چيزهايی بر مراسم اين شب میافزودند و بسا چيزها را که شايد انجامش ضرورتی نداشت و زمانهاش سپری شده بود به فراموشی میسپردند. يعنی که چهار شنبه سوری در نزد پيشينيان ما و تا همين پنجاه و شصت سال پيش، تنها برافروختن آتش نبود، عبور از آتش تنها يکی از مراسم آن شب شمرده میشد. از مهمترين کارهای ديگر در اين شب يکی هم قاشق زنی بود و ديگری ايستادن بر سر چهارسوق، گاه به نيت فالگوشی و گاه برای نشان دادن گره فروبستهای تا دستی پيدا شود و گره گشايی کند.
رسم قاشقزنی، در اين فصل از سال، و هنگام ورود به سال نو، ريشه در چگونگی اقتصاد قديم داشت. يعنی تمام شدن ذخيرهی ارزاق برخی خانوداهها که در پائيز محصول کمتری نصيبشان شده بود و توان رسانيدن آن ارزاق را به سفرهی نوروزی نداشتند. همين بود که در اين شب، تهی سفرگان، بهگونهای ناشناس، چادری بر خود کشيده و نقابی به صورت زده، به در خانهها رفته و به وسيلهی زدن قاشق بر کاسهی خالی يا بر در خانه، اهل خانه را از تهی بودن سفرهی خويش خبر میکردند. اهل خانه هم وظيفهی خود میدانستند که با آوردن مقداری آذوقهی خشک و ناپخته، او را پاسخ گويند. مهمترين شرط در اين رسم آن بود که هيچ کلامی و گفتی در ميانهی طرفين واقع نشود، مباد که سائل شناخته شود.
اين رسم گاهی نه به سبب تهی بودن سفرهی قاشق زن، بلکه بسا به تفنن انجام میگرفت. با اين همه، يادی بود از تهی سفرگان، و تذکری بود بر حرمت انسانی آنان و ضرورت ناشناخته ماندنشان.
چهارشنبه سوری و چهار راه هم انگار با هم سر وسری داشتند و تفاّل زدن به گفتار عابرين بر سر چهار راه، ريشه در نگاه باطنی و ذوق تاويلگرايانهی کسی داشت که به آواز مردم گوش میسپرد تا تفاّلی زده باشد و با دلی اميدوار تدارک سامان کار خويش کند.
از پيران قديم همچنين شنيده بودم که اگر کسی را مشکلی بود که خود بهتنهايی از حل آن ناتوان بود، بر سرچهار راه میايستاد، بر گوشهی قبای خود گرهی میزد، يا دنبالهی دستارش را، منتظر میماند، تا بزرگی و معتبری از اهالی به سراغش بيايد، و گره را باز کند. يعنی که آسوده باش، گره از کار فرو بستهات خواهم گشود. بسا جوان عاشقی که دختر دلخواهش را از او دريغ میکردند، اينگونه به مراد میرسيد.
انگار نياکان ما آموختهبودند که در پايان سال، تا آنجا که میتوانند گره از کار فروبستهی هم بگشايند، حسرت بر گذشته و نگرانی از آينده را از دل بيرون کنند، سفرهی خويش را در حضور خداوند به شادمانی بگسترانند، حتی نياکان و رفتگان را نيز به جشن خويش بخوانند.
اين مراسم اگرچه ابتدايی بود، و اگر چه متناسب با همان زمان و مکان خود بود، اما هرچه بود اين مايه از ارزشهای انسانی در آن بود که شايسته بازخوانی در ساحتهای تازه و متناسب با شرايط تازه باشد. اما نفی و طرد اين آداب خوب مردمی، در اين سالهای گذشته، که از سوی برخی صاحبان دين و دولت انجام گرفت، به اين بازخوانی نقشی واژگونه داد. تا آنجا که در نزد بسياری از جوانان امروز، چهار شنبه سوری، آتش باروت و صدای انفجار ترقه ها شده است.


| ||||
| ||||





یاد اون روزها بخیر که دبیر پرورشی به زور مارو می برد این جور مراسما... ما هم که از ترس نمره و خودش که از جلاد چیزی کم نداشت! می رفتیم و امروز در سایه اون پرورش ما جزء افراد مترقی هستیم!!!


جداْ امروز برای نوشتن مجال نیست! امروز از طرف دانشگاه نشریه ی ایران نو را تحت عنوااین زیر توقیف کردند اونم در حدی که اومدن جمع کنند:
دیکتاتوری/ مصدق/ ترور حجاریان/ حامیان پشت پرده/ درباره تجاوز چه می دانیم...
معلوم بود فشار از یک جایی دیگه است. من واسه ی این نشریه کلی زحمت کشیدم. استقبال خیلی عالی بود. ولی...
اینجا امیرکبیر است...


روژی ژن به تواوی ژنان و کچانی هاوشاری خوم ته بریک عه رض اکم.

صدا،صدا، صدا، تنها صدا
صدای میل طویل گیاه به روییدن
صدای خواهش شفاف آب به جاری شدن
صدای ریزش نور ستاره بر جدار مادگی خاک
صدای انعقاد نطفه معنی
صدا،صدا، صدا، تنها صداست که می ماند
وسط ذهن مشترک عشق
در سرزمین قد کوتاهات
معیارهای سنجش
همیشه بر مدار صفر سفر کرده اند
چرا توقف کنم؟
من از عناصر چهار گانه اطاعت می کنم
و کار تدوین نظامنامه قلبم
کار حکومت محلی کوران نیست
مرا به زوزه دراز توحش
در عضو جنسی حیوان چه کار
مرا به حرکت حقیر کرم در خلا گوشتی چه کار
مرا تبار خونی گل ها به زیستن متعهد کرده است
تبار خونی گل ها، می دانید؟
فروغ فرخزاد
در آخر از آرام به خاطر از تعرف از تیپم ممنونم وبه عنوان یک تیکه از ایشان می پذیرم!
خوشحال میشم نظرتان را در مورد وضعیت زنان بانه ای
از هر منظر و دیدگاهی بشنوم...
در اين بيانيه با اشاره به دستورالعمل کمک مالي به نشريات که اخيرا از جانب مديريت دانشگاه اميركبير ابلاغ شده،ابراز عقيده شده است: «نشريات دانشجويي دستورالعمل مالي جديد الابلاغ را فاقد مشروعيت کارکردي ميدانند و تا زماني که آراء و نظرات دانشجويان مورد اثر واقع نشود از پذيرش اين دستورالعمل خودداري ميکنند، طبيعتا در صورت اصرار و پافشاري مسوولان بر اين دستورالعمل مالي، نشريات براي فعاليت تحت لواي آيين نامه ناظر بر نشريات دانشجويي لزومي نميبينند و از پذيرش آن اجتناب مي ورزند. کما آنکه مديريت دانشگاه خود در موارد بسياري ناقض اين آيين نامه بوده است. از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي نيز ميخواهيم تا در برابر اقدامات ناقض قانون اساسي جمهوري اسلامي و نافي اصول آزادي آکادميک واکنش نشان دهند.»
در همين زمينه سامان خسروي، مدير مسوول نشريه دانشجويي «شيپور» به خبرنگار سياسي ايسنا گفت: « يكي از مهمترين مسائل اين آييننامه كه به اعتقاد برخي فعالان دانشجويي و نشريات موجب محدوديتهايي براي نشريات دانشجويي خواهد شد كاهش كمك مالي دانشگاه به نشريات از 68 درصد به 32 درصد است. در حاليكه پيش از اين دانشگاه به ازاي صفحات نشريات به آنها كمك مالي ميكرد.»
اين فعال دانشجويي افزود: « از ديگر موارد اين آييننامه اين است كه تمام اقدامات مربوط به نشريه حتي عكسهاي آن نيز بايد از سوي خود دانشجويان باشد.»
وي ابراز عقيده كرد: « به نظر ميرسد دانشگاه مساله مالي را اهرم فشاري براي نشريات دانشجويي مستقل قرار داده است چرا كه برخي نشريات از منابع خارج از دانشگاه تغذيه ميشوند.»
ظهر روز چهارشنبه بيش از 50 نفر از فعالين و مديران مسئول نشريات دانشگاه اميرکبيردر اعتراض به محدوديت هاي اعمالي از سوي مديريت دانشگاه در برابر ساختمان رياست دانشگاه تجمع کردند و قطعنامه اي را خطاب به دکتر رهايي، رياست دانشگاه اعلام نمودند. در اين تجمع آرام که در هوايي برفي برگزار مي شد، فعالين نشريات با قرار دادن نشريات دانشجويي خود و صحبت با اساتيدي که با توجه به وقت ناهار از آنجا عبور مي کردند مشکلات خود را بيان نمودند. اساتید نیز با آگاهی از وضعیت کنونی دانشگاه، نسبت به آن ابراز ناراحتی و نگرانی می کردند. در نمايشگاه نشرياتي که در اين مکان شکل گرفته بود نشريات فعلي و نشريات توقيف شده در کنار هم قرار گرفته بودند و تيترهايي از نشريات که در ارتباط با فشار بر فضاي پلي تکنيک بود، به صورت برجسته قرار داشت.



روز مهندس را به تمام مهندسین همشهری تبریک میگم. توی این دو روز کلی ازم تقدیر شده و تبریک بهم گفتن... بابا هرچند ما مهندس می خوایم بشیم ولی خداییش آینده هیچکس که روشن نیست! اما ما هم که پر رو به همه میگفتیم مرسی قربان... قسمت بشه شما هم مهندس بشین!
این اواخر اسفند همیشه زمین زنده میشه و من هم کلی روحیه ولی جداْ تهران چند روزه خیلی سرده. بانه چطوره؟
