تبليغاتX
بانه شهر من
آنجلينا جولي در فیلم بهمن قبادی
اين يكي از ايده‌هايي است كه من سعي مي‌كنم كه به آن برسم و به نظرم در اين زمينه بازيگري مثل «آنجلينا جولي» مي‌تواند مورد مناسبي براي ايفاي نقش در فيلم بعدي من باشد.
«بهمن قبادي» گفت: فيلم آينده من، يك فيلم انگليسي -كردي است و به نظرم بازيگري مثل «آنجلينا جولي» مي‌تواند بازيگر مناسبي براي ايفاي نقش اصلي آن با حال و هواي بومي باشد.

به گزارش فارس، «بهمن قبادي» در مصاحبه جديدي كه با روزنامه نيويورك تايمز داشت، در مورد مشكلات فيلمسازي در كشور عراق اظهار داشت: گردهم آوردن عوامل يك گروه توليد در عراق مشكل است. در كردستان عراق فيلمنامه‌نويس حرفه‌اي يا دستيار خوبي وجود ندارد و تو بايد خودت همه‌ كارها را به تنهايي انجام دهي.

وي افزود: من گاهي براي يافتن بازيگر مجبورم كه حتي به روستاهاي دور افتاده بروم و متقاعد ساختن آنها براي اينكه اصلا سينما چيست، حقيقتا كار مشكلي است.

«قبادي» درباره اينكه چرا اكثر فيلم‌هايش را مناطق مرزي ميان ايران عراق و يا عراق و تركيه ساخته است، گفت: من در بانه متولد شده‌ام و اين شهر نزديكترين شهر مرزي ايران به عراق است كه بسيار هم منطقه خطرناكي است و در زمان جنگ قربانيان زيادي داد. جالب آن كه در آن زمان، روستايي كه من به مدت سه ماه به آن فرار كردم، همان مكاني بود كه بعدها فيلم «زماني براي مستي اسب‌ها» را ساختم.

وي افزود: من از همان كودكي معناي مرز را ياد گرفتيم. من با حال و هواي مرز به خوبي آشنا هستم.
 


هم‌اكنون قريب به 40 ميليون كرد در چهار يا پنج كشور ساكن هستند، حتي تعدادي نيز در روسيه و اروپا زندگي مي‌كنند كه همگي با مرز از هم جدا شده‌اند. بسياري از اعضاي خانواده من در كردستان عراق زندگي مي‌كنند و من بايد ماه‌ها و يا حتي يك سال منتظر بمانم تا بتوانم به ديدن آنها بروم.

وي در ادامه در جواب به اين سؤال كه چرا موسيقي تا به اين اندازه براي او در فيلم‌هايش مهم است تا جايي كه دو تا از شخصيت‌‌هاي اصلي فيلمش را موسيقدان بوده‌اند، گفت: من هيچگاه نمي‌خواستم فيلمساز شوم، بلكه هميشه آرزو داشتم كه يك موسيقيدان شوم، من عاشق موسيقي هستم، تا آنجا كه با موسيقي فيلم مي‌سازم، غذا مي‌خورم، مي‌خوابم و حتي فكر مي‌كنم. موسيقي مرا به سرزمين روياها مي‌برد و سطح خلاقيت مرا بالا مي‌برد، من مي‌توانم با موسيقي به سرزمين‌هاي دور سفر كنم و آن وقت است كه داستان و يا سوژه‌اي به ذهن من مي‌رسد كه بعد من آن را ثبت مي‌كنم.

اين كارگردان ايراني در ادامه درباره اينكه چرا در همه فيلم‌هايش به جزء «نيوه‌مانگ» از نابازيگر استفاده كرده است گفت:من با بازيگران حرفه‌اي كار كرده‌ام و تجربه بسيار خوب بوده است ولي كار با بازيگران غير حرفه‌اي از پيچيدگي كمتري برخوردار است و در كل بسيار راحت‌تر است.

وي افزود: البته بايد بگويم كه من در آينده نيز با بازيگران حرفه‌اي كار خواهم كرد و هم‌اكنون در حال جستجو براي يافتن بازيگر آمريكايي مناسب براي فيلم بعدي‌ام هستم، يك بازيگر زن كه با من كار كند.

وي گفت: در نظر دارم كه يك فيلم انگليسي -كردي بسازم و دليلم براي اين كار اين است كه چنين‌ فيلمي مي‌تواند در سطح وسيع‌تري، در كشورهاي بيشتري، ديده شود و بالطبع درآمد، بيشتري به دست آورد، زيرا فيلم‌هاي مستقل اصولا فيلم‌هاي فقيري هستند، قربانياني هستند كه به راحتي نمي‌توانند راه خود را پيدا كنند.

وي گفت: در نظر دارم تا در پروژه بعدي‌ام از ستاره‌ها استفاده كنم كه البته به نظر من اگر بتوانم كاري كنم كه آنها در قالب‌هاي شخصيتي بومي قرار بگيرند، به آنچه مي‌خواهم مي‌رسم.

قبادي در پايان اظهار داشت: اين يكي از ايده‌هايي است كه من سعي مي‌كنم كه به آن برسم و به نظرم در اين زمينه بازيگري مثل «آنجلينا جولي» مي‌تواند مورد مناسبي براي ايفاي نقش در فيلم بعدي من باشد.
2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 21:34  توسط سامان خسروی  | 

18 ماه وبلاگ نویسی کردیم اما...

بالاخره وبلاگ ما هم به جای نقد و چالش تبدیل شد. شاید خیلی از عزیزان در جریان مشکلات من هستند و می دونن این مدت که وبلاگ دیر به روز میشه نه از سر تنبلیه بلکه چون بابام تهران بستریه نمی تونم به اینترنت دسترسی داشته باشم. چند مدت پیش دوستی تحت نام یک خواننده مطالبی در نظرهای وبلاگ گذاشتند که برای من جالب بود چون تحت لوای انتقاد مطرح نشد و بیشتر موشکافی  زندگی من بود. البته ایشون تاکید دارند که" چیزی که مشخصه هیچ گونه بی احترامی ای صورت نگرفته ؟ آگه نقدی شده برای تحقیر نبوده !"

بابوس/مصلح فتاح مدرس

دوست عزیز اینکه تو اعتقاد داری اسم یک نفر هویت یک نفر رو تعیین میکنه یک عقیده شخصی است و جداْ باید در اولین فرصت والدینم رو برای اینکه دو اسم برای من گذاشتند مورد مواخذه قرار بدم! مطمئن باشید این جزو حوزه شخصی یک نفر می تونه باشه.

دوست عزیز باور کنید من از شما خواستم که مطالب وبلاگ رو مورد نقد قرار دهید نه شخصیت خودم رو. بالاخره من هم جایی برای بیان عقایدم گذاشتم و فقط کافیه یه نگاهی به عنوان وبلاگ بیاندازیداینجا جایی برای تسویه حسابهای شخصی نیست. از نوشته هات معلومه آدمی آگاه هستی و با قلم انس داری پس بیا با هم کاری کنیم که بتونیم به همه کمک کنیم.

اگه می دونی این وبلاگ می تونه در این راه کمک کنه بی شک مطمئن باش من هم از مطالب تو با جون و دل استقبال می کنم. در قسمتی از نوشته هات گفتی که "چیزیم که جدیدن مده بینه ما اینه که برای فرار از نقدایی که صورت می گیره یا سولاتی که ازشون خوشمون نمیاد ، بگیم تحقیر کردنی صورت گرفته و هدفه شما ترور شخصیت است که راحتر خودمون باشیم " سوال اینه که این که من کی هستم جزو نقد حساب میشه یا نه؟ بهتره که دریچه های فکر رو باز کنیم. مطالب رو  نگاه کن  و فکر کن که شهرمون کم بدبختی نداره.

الان که من همت کردم و یک وبلاگ رو برای ۱۸ ماه دارم می نویسم بهتره مطالب رو نقد کنی....

با تشکر از همه ی دوستان

2 نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 21:1  توسط سامان خسروی  | 

عکسی از بانه: مصلح فتاح مدرس

Nature 

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 13:15  توسط سامان خسروی  | 

8 آذر تولد فرخنده من...

جدا دلم برای نوشتن تنگ شده... یه مدته از هرگونه خبری و دنیایی که به خبر وصل شده باشه دورم. قیافه ی ما شده عین چای کیسه ای که دیگه جون نداره و به زور می خوان چای سوم رو باهاش رنگ بدن... فردا تولدمه! و پیشاپیش این اتفاق فرخنده رو به محضر خودم و خانوادم تبریک می گم... فردا قراره با پا برم تو ۲۲ سالگی و یک سال به زندگی ما اضافه شده و هنوز علاف داریم ثانیه ها رو گز می کنیم...

این هم یه سری از عکسهای بانه که از یکی از وبلاگها برداشتم...

2 نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 22:20  توسط سامان خسروی  |