تبليغاتX
بانه شهر من
ادامه مناظره

این روزها بحث مناظره بین من و نماینده مجلس لحظات حساسی را سپری می کند... نماینده مجلس و طرفدارانش سرسختانه از بحث استقبال کرده اند و این کار را در جهت روشنگری امر بجا و بحق دانسته اند. تا فرصتی دست دهد که من به بانه برگردم خوشحال می شوم همه ی شما دوستان در این بحث شرکت کنید چه بسا خیلی از نقاط ضعف همینجا مشخص شود... کما اینکه یکی از دوستان سرسختانه از پارتی بازی و به عبارتی بهتر فامیل بازی! که باعث شده یکی از اطرافیان نالایق ایشان صاحب منصب شوند گله دارند. البته این را مطرح کرده اند که بجا ست این امر پیگیری شود تا خدایی نکرده حقی ضایع نشود...

دوست دارم این سوال را از آقای حیدری مطرح کنم: تا حالا بررسی کرده اید چند جوان سالیانه در بانه فارغ التحصیل می شوند و جملگی وارد بازار آزاد بانه می شوند؟! و واقعاً چرا؟؟؟ تا حالا به این فکر کرده اید نطقهای مجلس شما در راستای اعتراض به قطع گاز تا چند درصد موثر است؟؟تا حالا تاملی هر چند کوتاه به جریانهای اجتماعی و سیاسی در بانه و تاثیر آن بر جوانان بانه داشته اید؟؟ کماکان منتظر جوابیم...

بانه
2 نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 3:43  توسط سامان خسروی  | 

جوابیه آقای حیدری و سوالات من...

از اینکه می بینم وبلاگم جای بحث و جدل پیرامون وضعیت موجود شده واقعاْ خوشحالم. چون ایمان دارم  به اینکه این بحث ها واقعاْ به پیشرفت از هر لحاظ و آگاهی اذهان مردم و روشن شدن کاستی ها کمک می کنه... در اینجا جوابیه آقای حیدری را به مطلب پیشین را می آورم و بعد از آن سوالات خودم را. امیدوارم مناظره ای زیبا از آب در بیاد... باز هم تاکید می کنم انشای من قصد تخریب هیچ کس را ندارد...

به نام خدا و با سلام..
بعضی وقتها و درزما نهای درازفرصت های کوتاهی بدست می آید به قول شما دست نوشته ها و درد دلها برای اندیشه فردایی بهتر ، اولین و شاید بهترین باشد از جنسی که صادق است و پاک می خواهد بداند آنچه رانمی داند همیشه کیفیتی والا عرضه می شود که نتیجه اش می شود شما همزبان ، با زمان خودمانی بگویم که نمیدانی چقدر خوشحالم از این که کسی به مانند تو بی پرده همه چیز راکه باید می خواهد واین یعنی امید ، من دیر زمانی است که از نپیوستن چون شمایانی دل نگرانم که چرا این نسل با این افکار و این انرژی باید بیشتر بپرسند و بیشتر بخواهند و بیشتر بگویند آنچه را باید بگویند.
- هموطن - سعی کنیم پرواز را بخاطر بسپاریم چون حتما پرنده مردنی است من همیشه تلاش کرده ام باکسانی که در تکمیل انجام وظایف سعی در کمک به من که همانا توسعه و گسترش موطنمان است تعامل منطقی برقرار سازم اگر توانسته باشم و اگر احساس کنم که دیگر توانایی و انرژِ ی ندارم حتما به قول شما شرکت نخواهم کرد و بی خیال می شوم .
این تصور واهی که ما فکر کنیم برای ماندگاری باید به هر دری بزنیم من به کاری که باید بکنم و حتما میکنم ایمان دارم و هیچ وقت سعی در گرفتن فضاهایی را که برای پیشرفت هموطنانم در سقز وبانه بسیار تاثیر گذار هستند با وجود آگاهی بر عدم توانایی در خود بنمایم .
-هم نفس - از حس مسئولیتی که در قبال شهرمان دارید خرسندم آن چنان که فکر میکنم یک مغز که به اندازه یک قدرت بزرگ انرژی دارد و سرشار از صداقت است همراه من و نگهبان لغزشهای من خواهد بود و این در جای خود سعادتی بس بزرگ است ولی نمیدانم چرا احساس میکنم بعضی وقتها و در فاصله های کوتاه طغیان ناعدالتی و غبار زود قضاوت کردن ها تصویری بسیار خستگی آور را بر من تحمیل میکند .
به هرحال از شما همراه بزرگ نفسم میخواهم که برای بدست آوردن جواب سوالهایت به آدرس دفترم در بانه به نشانی خیابان صلاح الدین ایوبی ساختمان پزشکان شفا طبقه سوم و یا به ادرس اینترنتی برای لحظاتی بر ما منت بگذارید .
دوست دارم در هر زمان که احساس کردید به صورت حضوری بحث را مفصل و در وسعت بیشتری به نتیجه برسانیم .ما از بودن چون شمایانی حتما بر خود می بالیم و شما اگر امکان دارد لطف بفرمایید و براین مسیر مقدس که در آن حرکت می کنید استوار باشید .
در جواب پرسش چهارمتان باید عرض کنم که آقای محمدعلی حیدری نماینده محترم لنگرود مورد شما بوده است و امکانا" سو تفاهمی بوده که امیدوارم دوباره به روزنامه فوق رجوع کرده و اگر موفق نشدید مایلم در این زمینه به شما کمک نماییم .

و اما...

آقای حیدری یکی از دوستان گفتند شما بودجه ای برای بیمارستان گرفته اید... دقیقاْ دو ماه قبل پدر بنده به علت اشتباهات جراحی و کمبود امکانات در بیمارستان بانه که بیشتر شبیه یک شوخی با جان بیمار بود تا بهبود حال ایشان به تهران منتقل شد تا اینجا جراح بعد از دو ماه فقط بتواند کم کاری آنجا را جبران کند! چرا شهری با این جمعیت امروزه باید شاهد این بیمارستان باشد؟ حال که توانایی ساخت بیمارستان نیست آیا توانایی خرید امکانات و جذب نیرو هم نیست؟! من این رو در پیشگاه وجدان شما قرار می دهم و تمامی گرفتاری های این دو ماهه رو نیز پیش خودم محفوظ نگه می دارم که ما یکی هستیم از هزاران گرفتار...

آقای حیدری من به عنوان یک دانشجوی مهندسی با هزاران انگیزه فردا چه گوشه ای از صنعت شهرم را می توانم بر  عهده بگیرم؟ لابد می پرسید کدام صنعت؟! همانکه شما خیلی به آن توجه دادید...! آقای حیدری تا حالا به بازار تک بعدی بانه فکر کردید؟ فردا اگر مرز بسته شود این جمعیت باید چکار کنند؟! جا داره نظر سنجی های گوشه ی وبلاگ من را هم یک نگاهی بیندازید...

آقای حیدری شاید بگویید حالا  چرا فقط من؟؟؟ آیا شما مسئول انجام این همه کار هستید... قبلیها چکار کردند که شما بکنید. من منکر زحمتهای شما نیستم اما اینها اصول اولیه بودند که شما آنها را فراموش کردید...

ادامه دارد...

2 نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 3:25  توسط سامان خسروی  | 

درد دل نامه با فخر الدین حیدری بزرگ نماینده مجلس...

آقا من امشب چند تا سوال دارم که عینه خوره داره مخمو می خوره!... یاد دورانی افتادم که این حاج آقا حیدری نماینده مجلس مون به در و دیوار می زد و شعار می داد که نماینده مجلس بشه و حالا که داره تموم می شه آقا بیاد به این سوالات من جواب بده...

۱)چند تا کار مفید برای حوزه انتخابیتون انجام دادید؟ (آقا عدد بده که انگشتامون هنوز یاری می کنه...!) dont tell

۲) آقا قبل از قبول شدن چقدر با این مسئولیت و حساسیت های اون و حیطه ی اختیاراتش آشنا بودید؟ (مرامی بیا و راستشو بگو و رک که هیچ کس حوصله مقدمه چینی رو نداره!)

۳) تو صف کدوم یک از نمایندگان مجلس از لحاظ نفوذ قرار میگیرید؟ هفته ای چند بار با روزنامه ها مصاحبه می کنید؟ از دیدارهای مردمی تون بگید؟ راستی از بهداشت و درمان چه خبر... acigar.

۴) آقا کار از این مهمتر نبود که پا شید به فرماندهی نیروی اتظامی وقت در مورد پوشش جوانان تذکر بدید؟ (نگید یادمون نیست! اردیبهشت پارسال روزنامه شرق)

مرامی بیا و این دوره شرکت نکن! یه دوره دیگه کافیه... این کارا توانایی و اقتدار و نفوذ و بیان می خواد... بی خیال شو که هیچ کدومو نداری.... sad-cry

پی نوشت ۱) آقا دم همه خوانندگان وبلاگ گرم... باور کنید اینجا جای تخریب هیچ کسی نیست و من روی این حرف اصرار دارم. باور کنید چون من خیلی مجلس رفتم و آشنایی زیادی با امور جاری در مجلس دارم این حرفا رو زدم. حتی کار به اونجا رسید که من دست به دامن نماینده بندرعباس شدم ولی به خاطر یه ضعف عملکرد بزرگ از آقای حیدری که واقعاْ به من فهموند با اصول اداری آشنا نیست طرف ایشون نرفتم! شاید عرق همشهریگری تو وجودتون باشه ولی به عنوان یک بانه ای اینو میگم افراد خیلی تواناتر از ایشون هست... زمانی که همه ی نمایندگان هرمزگان در اعتراض به انتخاب استاندار استعفا کردند ایشون در کردستان چکار کردند: یک اعتراض کوچک! اعتراض شیوه اش این نیست. برای بازار بانه٬ صنعت بانه و سقز و هزاران مورد دیگر چه کردند؟! تو روزنامه شرق هم نامه ۸ نماینده مجلس به چاپ رسید که یکی از اونها آقای حیدری بود! اینها تهمت نیست و عین واقعیت است.

 

2 نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 1:48  توسط سامان خسروی  | 

بر طبق جدیدیترین شایعات...
اسامی کاندیداهای مجلس هشتم...

1.فخرالدين حيدري (نماينده فعلي مجلس)
2.دکتر اميد قادري(مدير سابق شبکه بهداشت بانه)
3.احمد عزيزي (عضو شوراي شهر دوم سقز)
4.سعدي نقشبندي(مدير جهاد کشاورزي سابق بانه)
5.محمد قدمي(کارمند جهادکشاورزي بانه)
6.چيا صالحي باباميري(عضو شوراي شهر دوم سقز)
7.دکتر خليل سعيد پور(پزشک)
8.احمد فيضي(دبير آموزش و پرورش)
9.علايي(نماينده دوره ششم ، جبهه دوم خرداد)
10.ثريا عزيز زاده
11.نعمت زاده (نماينده دوره پنجم مجلس ، اعتماد ملي)

2 نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 10:30  توسط سامان خسروی  |