تبليغاتX
بانه شهر من
تۆ باڵت هه‌یه و...
تۆ باڵت هه‌یه و

                   من ئه‌فــڕم له خنكانی هه‌نده‌سه‌‌ی مه‌رجه‌كانت

                   كه‌فاره‌ی سێــــبه‌ره‌كان تێده‌په‌ڕن له‌رزۆك له‌رزۆك

                   به‌ سه‌ر چینی خشته‌كانی عومـــرم

                   ئیتر ناگه‌ڕێـمه‌وه له حه‌ول و ته‌قه‌لای پسانی غوربه‌ت...

 
2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 19:32  توسط سامان خسروی  | 

تقسيم‌بندي‌ رقص هاي‌ كردي‌

رقصهاي‌ محلي‌ كردي‌ را به‌ دو دسته‌ مي‌توان‌ تقسيم‌ نمود:

۱- رقصهاي‌ مذهبي‌

۲- رقصهادي‌ محلي‌ كردي‌ (عشيره‌اي‌)

الف‌ - رقصهاي‌ مذهبي‌:

منظور از اين‌ رقصها، حركات‌ پر شور در اوايش‌ مي‌باشد كه‌ به‌ سماع‌ معروف‌ بوده‌ و در تكايا اجرا مي‌شود در اين‌ نوع‌ رقص‌ دراويش‌ در عالم‌ بيخودي‌ حركات‌ سر و گردن‌ خود را موسيقي‌ ريتميك‌ هماهنگ‌ كرده‌ اصطلاحاً در وجد به‌ سماع‌ مي‌پردازند.

ب‌ - رقصهاي‌ محلي‌ كردي‌ عشيره‌اي‌:

رقصهاي‌ محلي‌ كردي‌ را مي‌توان‌ از ريشه‌ دارترين‌ و كهن‌ترين‌ رقصها دانست‌. هل‌ پرين‌ (حمله‌ كردن‌) يا رقص‌ كردي‌ در گذشته‌ صرفاً با هدف‌ آماده‌ سازي‌ و تقويت‌ نيروي‌ جسماني‌ و روحي‌ مردم‌ مناطق‌ كردنشين‌ انجام‌ مي‌شد چرا كه‌ مردمان‌ اين‌ مناطق‌ در گذشته‌هاي‌ نه‌ چندان‌ دور همواره‌ شاهد جنگهاي‌ قبيله‌اي‌ بودند و همين‌ امر حفظ‌ و آمادگي‌ هميشگي‌ را طلب‌ مي‌كرد لذا مردمان‌ اين‌ مناطق‌ در وقفه‌هاي‌ بين‌ جنگها و به‌ مناسبتهاي‌ مختلف‌ دست‌ در دست‌ يكديگر آمادگي‌ رزمي‌و شور و همبستگي‌ پولادين‌ خويش‌ را به‌ رخ‌ دشمنان‌ مي‌كشيدند.

رقص‌ كردي‌ را يك‌ رقص‌ رزمي‌مي‌دانند كه‌ داراي‌ صلابت‌ و متانتي‌ خاص‌ بوده‌ و ياد آور يكپارچگي‌ اين‌ مردمان‌ غيور در تمامي‌ ادوار مي‌باشد.

امروزه‌ مجموع‌ اين‌ رقصها را چوبي‌ مي‌گويند كه‌ معمولاً به‌ صورت‌ دسته‌ جمعي‌ اجرا مي‌شوند.

رقصهاي‌ محلي‌ با موسيقي‌ كردي‌ پيوندي‌ ابدي‌ داشته‌ و معمولاً زنان‌ و مردان‌ عشاير در مراسم‌ شادي‌ به‌ دور از ابتذال‌ دايره‌ وار دست‌ يكديگر را گرفته‌ به‌ پايكوبي‌ مي‌پردازند، در اصطلاح‌ محلي‌ اين‌ حالت‌ را گنم‌ و جو(يعني‌ گندم‌ و جو) مي‌نامند( در منطقه‌ مهاباد به‌ آن‌ رَشبَلك‌ مي‌گويند.)

در اين‌ رقصها معمولاً يك‌ نفر كه‌ حركات‌ رقص‌ را بهتر از ديگران‌ مي‌شناسد نقش‌ رهبري‌ گروه‌ رقصندگان‌ را به‌ عهده‌ گرفته‌ و در ابتداي‌ صف‌ رقصندگان‌ مي‌ايستد و با تكان‌ دادن‌ دستمالي‌ كه‌ در دست‌ راست‌ دارد ريتمها را به‌ گروه‌ منتقل‌ كرده‌ و در ايجاد ايجاد هماهنگي‌ لازم‌ آنان‌ را ياري‌ مي‌دهد. اين‌ فرد كه‌ سر چوپي‌ كش‌ ناميده‌ مي‌شود با تكان‌ دادن‌ ماهرانه‌ دستمال‌ و ايجاد صدا بر هيجان‌ رقصندگان‌ مي‌افزايد.

در اين‌ هنگام‌ ديگر افراد بدون‌ دستمال‌ به‌ رديف‌ در كنار سر چوپي‌ كش‌ به‌ گونه‌اي‌ قرار مي‌گيرند كه‌ هر يكي‌ با دست‌ چپ‌ دست‌ راست‌ نفر بعد را مي‌گيرد اصطلاحاً اين‌ حالت‌ را گاواني‌ ناميده‌ مي‌شود.

 zamavand.jpg

ادامه را حتماْ بخوانید...

 


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 21:31  توسط سامان خسروی  | 

دانلود کتاب کردی
دوستان عزیزم این کتابها را برای دانلود اینجا می گذارم و امیدوارم مفید واقع گردد...

ولی قبل از هر چیز من یک ابتکار تازه دارم.از دوستان عزیز که در یاهو ایمیل دارند تقاضا می شود جهت ارتباط هر چه صمیمانه تر و دوستانه تر در این گروه عضو شوند تا بتوانیم از طریق ایمیل نیز با هم در تماس باشیم و مطالب و ایده های نو را با هم در میان و مطرح سازیم... به دوستان خود هم بگویید...

banehcity@yahoogroups.com

 +دانلود کتاب فه رهه نگی کوردیی بخش اول

+دانلود کتاب فه رهه نگی کوردیی بخش دوم

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 20:26  توسط سامان خسروی  | 

نکن زشته!

یک صحنه کوچک منو خیلی خندوند... فکر کن بابات بیاد تو اتوبوس دو صندلی واست گرفته تا بری تهران و درس بخونی... نصفه شب پسر جلوییت بگه خوبی؟! و راحت میاد پشت پیشت و تا صبح با هم حرفهای عاشقانه بزنی! انگار صد سال همدیگه رو می شناسن... ۳۸ نفر دیگه به اضافه راننده و ... هم فقط تو رو نگاه کنن!!!

پی نوشت: نکن حاج خانوم!!! ملت جنبه شو ندارن تو که کار خوب رو انجام میدی!

پی نوشت ۲: این مطلب رو از سایت ایرنا در مورد بانه برداشتم. با این عنوان:در ميان مناطق ديدني و جذاب كردستان، شهرستان بانه موقعيتي برتر براي ايفاي نقش محوري استان در توسعه پايدار منطقه دارد.

ادامه را حتماْ بخوانید...


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 21:57  توسط سامان خسروی  | 

نمایی از شهر زیبای بانه
شهر بانه

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 16:32  توسط سامان خسروی  | 

عکسی از بانه از بالای آربابا/ 12 فروردین

جاتون سبز به جای اینکه یک روز عمرمون رو توی خیابان بیمارستان تلف کنیم و ۳ خیابان بانه رو متراژ کنیم  با یکی از بچه ها رفتیم آربابا... بانه از بالا خیلی قشنگتره...

آربابا بانه

2 نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 0:18  توسط سامان خسروی  | 

یاداوری چند نکته در این ایام تعطیل...

سلام دوستان خوبم... از بابت دیر به روز شدن جداْ شرمنده چون سیستمم ویروس بهش زده با هزار مکافات تونستم دوباره زنده اش کنم. روز روز تعطیلاته و همه از سراسر ایران راهی بانه شدند. تا حالا بانه این همه جمعیت رو در خودش ندیده. مسئولان این شهر خیلی تلاش کردن تا یک شرایط خوبی را برای مسافران مهیا کنند... جای شکر دارد. یادآوری چند نکته خالی از لطف نیست

- ترافیک سنگینی که بین بانه و سقز به وجود اومده تا حد زیادی با ممانعت از حرکت ماشینهای سنگین در طول روز تا حد زیادی حل می شود. چون هم همه ی مسافر ها در طول روز دوست دارند حرکت کنند و هم با توجه به دیدی که از سرعت و مسیر داریم این مسئله کاملاْ واضح و مبرهن است. در معابر شهری از حرکت ۳ اف  و ۲ اف هم تا حد زیادی با جلوگیری شود...

- نظارت نکردن به قیمت اقلام خوراکی داد همه ی مردم را درآورده که مستلزم وجود نهاد نظارت بر قیمت است (آن هم به طور جد و پیگیر!) هم عرضه و تقاضا باید برابر باشد... تاسیس چند بازار روز میوه و تره بار در سطح شهر با توجه به درآمدهای سرشار شهرداری خواسته ای نامعقول نمی باشد و هم این همه مناظر زشت توسط دست فروشان بوجود نمی آید.

- وجود یک پارکینگ طبقاتی در هر شهری از وظایف شهرداری آن شهر است ولی در بانه انواع خیابان ها و ادارات را تبدیل به پارکینگ می کنند. با توجه به این مبالغ گزافی که برای جوازهایی که می گیرند تاسیس این مورد کاملاْ الزامی ست و توقع بی جایی نیست...

- تقویت آنتن های موبایل: بدون شک اعصاب همه از دست این خانم که میگه مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد خوررد شده است... نتورک ها هم که همیشه بیزی است...

 بازهم منتظر نظرات شما هستم...

2 نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 0:56  توسط سامان خسروی  | 

انگليسي بيداد مي كنه!

آقا اگه یک خارجی بیاد تو این شهر ما اینقدر آدرسها و مکانهای بانه بدقت با انگلیسی خوبي نوشته شده است که تقریباْ هیچ احتیاجی به پرسیدن اماكن نیست... اگه احیاناْ گذرتون به میدان پانزده خرداد (پارک شهر) افتاد روبروش یک بانک سپه هست که یک دستگاه عابربانک داره که با انگلیسی روان براش یک تابلوی بزرگ درست شده است و مطلب زير روي اون نوشته شده است. بنازم به اين همه سواد و آگاهي... آقا بلد نيستي خوب ننويس... مگه مجبوري؟؟؟!!!

ABER BANK SEPAH

پی نوشت ۱: چه باوری شما رو به این نتیجه رسانده که من دارم پاچه خواری حیدری رو می کنم نمی دونم... باور کنید این وبلاگ وامدار هیچ جریانی نیست تا بخواهد به طرفداری از آن برخیزد... من از حداقلها سخن گفتم٬ چون همه ی ما کردیم و همه مسئول... تو این روزهای بهاری نمی دونم چرا هیچ کس ایمان نمی آورد به پایان فصل سرد...

2 نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 19:5  توسط سامان خسروی  | 

سال نو مبارک

سال نو را بر تمامی همشهریان عزیزم تبریگ می گویم و آرزوی سالی پر از خوبی و خوشی را برای تمامی شما عزیزان را دارم...

Baneh

2 نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 23:20  توسط سامان خسروی  |