تبليغاتX
بانه شهر من
یک مطلب و یک خبر

یک جلد قرآن درروستاي هفتاش بخش ننور شهرستان بانه نگهداري مي شود که گفته می شود پیشینه آن افزون بر322 سال است. این قرآن توسط ملامحمد فرزند حاج ابراهيم « شه شه اي » تحرير شده و کتابت آن در پنجم شعبان سال 1107 هجري قمري به پايان رسيده است .

واحد مرکزی خبر دراین باره نوشته است:دست اين قرآن که به خط نسخ کتابت شده ؛ جلد آن از پوست آهو به رنگ قهوه اي تيره در ابعاد 24 در30 سانتيمتر ، شيرازه بندي شده است. صفحات قرآن از کاغذ ضخيم و تعداد آنها 280 برگ است .
قرآن تاريخي روستاي هفتاش بدون فهرست و تزيين وآرايه است و تنها در 2 صفحه آغاز آن تزئيناتي ترکيبي از اشکال هندسي با رنگ هاي طبيعي ترسيم و سوره ها با عبارت بسم ا... الرحمن الرحيم از هم جدا و ايات آن اعراب گذاري شده است .
اين نسخه ي خطي شامل 15 جزء اول قرآن است و در مسجد روستاي هفتاش نگهداري مي شود. به گفته اهالي منطقه ، 15 جزء ديگر آن در نسخه ي جداگانه ، دچار آتش سوزي شده و اثري از آن نمانده است .
 
شهرك تعاوني صنعتگران در شهرستان بانه احداث مي‌شود
مديركل تعاون كردستان گفت: شهرك صنعتي وابسته به شركت تعاوني صنعتگران در شهرستان بانه احداث مي‌شود.  
محمدمراد زارعي در بازديد از روند اجرايي شهرك صنعتي شهرستان بانه با اشاره به جايگاه تعاوني‌ها در توسعه اقتصادي و ارتقاي همدلي افراد جامعه، خدمت‌رساني به بخش تعاون استان را از جمله وظايف اداره تعاون و ديگر مسئولان استاني عنوان كرد. 
وي ادامه داد: شهرك صنعتي صنعتگران شهرستان بانه، يكي از مهم‌ترين طرح‌هاي تعاوني در دست اجراي اين اداره كل است و تسريع و تسهيل در اجراي عمليات فيزيكي اين شهرك در حذف فعاليت‌هاي صنعتي و صنوف مزاحم از محيط شهري بانه موثر است. 
زارعي افزود: شهرك صنعتي بانه به منظور كاهش آلاينده‌هاي صوتي و ساماندهي صاحبان صنوف مزاحم در شهرستان بانه در زميني به مساحت شش هكتار و شامل 430 واحد صنفي در حال اجرا و احداث است. 
وي اظهار داشت: در حال حاضر عمليات تسطيح، خاكبرداري و آماده‌سازي اين شهرك به اتمام رسيده و تا پايان فصل عمراني سال‌جاري 112 واحد آن آماده بهره‌برداري مي‌شود. 
مديركل تعاون استان كردستان تصريح كرد: مابقي واحدها و سرويس‌هاي بهداشتي و خدماتي نيز پس از انتقال سند زمين از سوي سازمان مسكن و شهرسازي استان كردستان و تامين اعتبار اين طرح توسط شركت تعاوني يك هزار و 805 صنعتگران بانه احداث خواهد شد./
2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 16:53  توسط سامان خسروی  | 

3 اف و دست فروشان...

تا حالا دقت کردید که اگه یک 3 اف ده سانتی متر فضا داشته باشه همونو با سرعت 120 کیلومتر بر ساعت میره!!! نمی دونم باید چند نفر در اثر تصادف با این سفیر مرگ بمیرند تا همه رو بیدار کنه و به فکر راه حل برای این معضل باشیم! دست من بود باور کنید از عبور و مروراین ماشین ( شما اینطور بخوانید اما باور نفرمایید) در کلیه معابر شهری جلوگیری می کردم... سخته؟؟؟

چند روز پیشا شنیدم خیلی از مغازه داران شهر برای اعتراض به این دست فروشها که این روزها ماشالله هم واسه خودشون کسی شدند اینقدر درآمد کسب مب کنند هم نمای شهر رو کاملاً خراب کردند، به فرمانداری رفتند... راه حل سختی نداره این مساله! ما رسماً داریم فرهنگ گدا پروری را ترویج می دهیم با جکع نکردن اینها که 90 درصد اونها اصلاً بانه ای نیستند و از شهرهای مجاور می آیند! این اصلاً منطقی نیست باعث نون خوردن یک خانواده نشیم! پس بقیه که از این امر کاملاً متضرر می شوند چی؟؟؟ نمای بانه رو رسماً خراب کردند... جای پارک ماشین تبدیل به محل کسب و کار شده! یک اطلاعیه بدهند و یک هفته فرصت بدهند و بعد اگه جمع نکردند سایر ارگانها وارد شوند... به این برخورد قهری نمی گویند و بلکه به آن زیبا سازی نمای شهری و اجرای اصل عدالت برای آنهایی که اجاره مغازه می دهند می گویند.... قابل توجه شما که جای خودشان را 10 میلیون هم نمی فروشند!!!

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 11:39  توسط سامان خسروی  | 

اداره آب خدایی...
قبل از هر چیزی باید به خاطر اینکه بعد از مدتهای زیادی دارم به وبلاگ می رسم عذر خواهی کنم. چند روزی رفته بودن ایران گردی جای همتون سبز... اولین نکته رو می خوام با درددل آزاد عزیز شروع کنم که یک بانه ای عزیز و سربلند خارج از کشورند و آرزوی برگشت دارند. امیدوارم به زودی بیایی و بانه کن و همه جا رو با هم بگردیم هر چند که بانه خیلی تغییر کرده و الان همه جای ایران بانه رو بخاطر جنس های ارزونش می شناسن و هر روز شلوغ تر از روز قبلشه...
آقا فقط یک خواهش از ریاست محترم اداره آب دارم که پشت میزش یک وایت برد نصب کنه و روی اون این سوال رو بنویسه که چطور برنامه ریزی کردیم که بعضی محلات 20 ساعت آب دارند و گلشهر خراب شده 1 ساعت!!! اون هم با فشار و دبی آب وصف ناشدنی...بعد بیاد بشینه و به واقع به اون فکر کنه... مرسی!


چند روزی که اصفهان بودم به این نتیجه رسیدم چقدر خوب میشه ما به جای اینکه این همه طرح رو در شهر اجرا کنیم بیاییم و جند نفر جوان و با انگیزه رو بفرستیم و از طراحی شهری و شیوه عملکرد اونها تجربه اندوزی کنند و بیاند اینجا اجرا کنند... چون ما در جایی نیستیم الگو بدیم باید الگو بگیریم تا پیشرفت کنیم البته اگه می خوایم!


2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 12:2  توسط سامان خسروی  | 

گفتگویی با عباس کمندی

مرد هفت اقلیم هنر گفتگو با عباس كمندی

این هنرمند 55 ساله در گفتگو با سیروان از حیات هنری و زندگی پرمشقت خود می گوید.

* آقای كمندی معمولا مردم شما را با هنر موسیقی می شناسند. اما در سال های اخیر اخباری از شما در حوزه تلویزیون و بعضا ادبیات منتشر شد. خود شما »كمندی« را با كدام شاخصه هنری می شناسید و اساسا از كدام دریچه هنر به این دنیای پررمز و راز آن پا گذاشتید؟
- متشكر. رادیو كردستان در سال 1349 - آن موقع تلویزیون نبود - فراخوانی برای نمایشنامه نویسی منتشر كرد مبنی بر اینكه كسانی كه توانایی این كار را دارند، آثار خود را ارایه كنند. من آن وقت 19 سال داشتم. قبل از این فراخوان من به صورت غیررسمی می نوشتم. در پی این فراخوان نمایشنامه ای كه تقریبا داستانی رمانتیك و فولكلور بود به نام »شه و بو و حه مه شوان« ارایه دادم كه حالت نیمه منظوم داشت. این كار نیم ساعته من چنان شكفت و مورد استقبال قرار گرفت كه دوبار تقاضای اجرای آن شد. بار اول آقای فرشا [مجری تلویزیون كردستان] و خانم خلقی باهم اجرا كردند. همین اجرا باعث شد كه مردم تقاضای دوباره كنند. بعدها خودم آمدم به صورت نمایشنامه حرفه ای تر نوشتم و كارگردانی كردم. خدا رحمت كند مرحومان عطااله احمدی (گوینده)، مرحومه »شریفه فرقدانیان‌« كه دوسه سال پیش فوت كردند و همین آقای »شاهرخ اورامی« كه شعر می گوید و چند نفر دیگر با من همكاری كردند. در واقع من به عنوان نویسنده به خدمت رادیو درآمدم. بعد از این در مناسبت های ملی آن وقت، چون اشعار شعرای وقت با سرودها هماهنگ نبود، به مرحوم آقای كامكار گفتم من می توانم این گونه اشعار را بگویم.
* منظور شما حسن كامكار پدر كامكارهاست؟
- بله، ایشان ابتدا به من جواب ندادند. بعد دوباره گفتم آقای كامكار من می توانم این گونه اشعار را برای شما تهیه كنم. گفت: آقاجان، بچه بازی نیست. كسی باید این گونه اشعار بگوید كه تاریخ را خوب مطالعه كرده باشد. گفتم: شما از كجا می دانید كه من تاریخ را مطالعه نكرده ام؟! گفت: یعنی شما این توانایی را دارید؟ گفتم: بپرس، كاری نداریم؛ خدایشان رحمت كند. من یك شبه چهار شعر برای او آماده كردم. صبح آن روز شعر من در میان بچه های رادیو دست به دست می چرخید. هم به خاطر مضمون و هم به خاطر نظم، از آن استقبال شد.... این مقدمه ای بود كه من نخستین بار به عنوان نویسنده و ترانه سرا به رادیو رفتم. به نظرم حدود یكی دو سال گذشت كه من خوانندگی را شروع كردم.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 12:36  توسط سامان خسروی  | 

پیشنهاد یک خواننده: تشکیل یک انجمن

یکی از دوستان در طی نظری فرمودند به جای صحبت کردن ما بیاییم و یک انجمن تشکیل بدهیم که شاید بتوانیم امور را از این کانال پیگیری کنیم٬ شاید بر امور باید پا فشاری کنیم٬ در راستای یک فرهنگ سازی قدم برداریم ( که این هم مستلزم این است که به این نتیجه رسیده باشیم که ما توانایی این کار را داریم) و خلاصه به پیشرفت امور کمک کنیم... اما دوست عزیز بارها و بارها دست یاری برای این کار به جوانان و همشهریان این شهر بلند شد اما پاسخی شایسته و اقبالی عمومی دریافت نشد... به آرشیو وبلاگ حتماْ مراجعه فرمایید تا صحت مطلب برای شما معلوم گردد... اغلب مسئولین از وجود این وبلاگ مطلعند و شاید در صحبت کار را تصدیق کنند ولی اینکه به گفته ها و نظرها چقدر اهمیت داده شده است را باید از آنها باید پرسید... تا مدتی دیگر ما کار خودمان را گسترش داده و سایت بسیار جامعی را برای بانه بوحود خواهیم آورد آنجا منتظر شماییم تا شما هم در این راه کمک کنید که بانه برای همه ی ماست و نظر شما هم فقط حرف نباشد...

بانه 

2 نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 19:32  توسط سامان خسروی  | 

We all waiting for something

عید هم بانه اینقدر شلوغ نبوده... انصافاْ من موندم حالاکه خدا یه بازاری به این منطقه داده چرا ما از این فرصت استفاده نمی کنیم... امروز با یکی از مسئولین شهری داشتم صحبت می کردم از اینکه همه انتقاد می کنند ولی پیشنهاد نمی دهند گلایه می کرد. وقتی در مورد فعالیتهای شورای شهر و شهرداری بحث کرد به ایشون عرض کردم ایده زیاده... شما در کارهاتون جدیت ندارید! کارهای بسیار زیبایی می خواهید انجام بدید ولی یک نوع اجبار برای اینکه یکسری به این کار تن بدند وجود ندارد... شما بیایید و تهران را الگو قرار بدید و ببینید در عرض دو سال چه کارهای بزرگی انجام شده... چرا شهرداری ما یک فرهنگ سرای پر امکانات ندارد! کجا ست این پارکینگ طبقاتی؟ چرا یک هتل بسیار بزرگ و مجلل نباید داشته باشیم... چرا از سرمایه داران دعوت نمی کنیم... و هزاران سوال دیگر...

2 نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 0:15  توسط سامان خسروی  |