بالاخره کتابی جامع درباره تاریخ و جغرافیای بانه نوشته شد و از همین جا به آقای رئوف توکلی برای این اثر زیبا تبریک و به ایشان خسته نباشید گرمی می گویم. جدا از مباحث جغرافیایی و آماری در بانه،در بخش تاریخی که به تاریخ بانه بعد از اسلام پرداخته و به نظر من موشکافانه تر از این با وجود کمبود منابع نمی شد به طرح و تحلیل موضوعات پرداخت. بحث در مورد شخصیت های جالب تاریخی همچون سارو بیره، حمه تال، محمد رشیدخان و... همچنین حکمرانان بانه همراه با عکس های تاریخی بسیار جالب از زمان های متفاوت جذابیت دوچندان به کتاب داده است.

علل الخصوص بانه پس از انقلاب را با اسناد زیادی به تصویر کشیده و تند روی های احزاب کومله و دمکرات در بانه و حضور سران دولت موقت را به خوبی بحث کرده است. در هر مورد تصویر سند را نیز ارائه کرده که سعی می کنم در پست های آینده وبلاگ درباره بعضی از آنها بنویسم...
حتماً شما هم این کتاب را تهیه کنید...

مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده می شد. جشن ساتورن پس از مسیحی شدن رومی ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه یافت كه در همان نخستین سده آزاد شدن پیروی از مسیحیت در میان رومیان، با تصویب رئیس وقت كلیسا، كریسمس (مراسم میلاد مسیح) را ?? دسامبر قرار دادند كه چهار روز و در سال های كبیسه سه روز بیشتر از یلدا (شب ?? دسامبر) فاصله ندارد و مفهوم هر دو واژه هم یكی است. از آن پس این دو میلاد تقریباً باهم برگزار می شده اند.
آراستن سرو و كاج در كریسمس هم از ایران باستان اقتباس شده است، زیرا ایرانیان به این دو درخت مخصوصاً سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریكی و سرما می نگریستند و در خور روز؛ در برابر سرو می ایستادند و عهد می كردند كه تا سال بعد یك نهال سرو دیگر كشت كنند.
پیشتر، ایرانیان (مردم سراسر ایران زمین) روز پس از شب یلدا (یكم دی ماه) را خور روز و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود. در این روز عمدتاً به این لحاظ از كار دست می كشیدند كه نمی خواستند احیاناً مرتكب بدی كردن شوند كه میترائیسم ارتكاب هر كار بد كوچك را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد. هرمان هیرت، زبان شناس بزرگ آلمان كه گرامر تطبیقی زبان های آریایی را نوشته است كه پارسی از جمله این زبان ها است نظر داده كه دی- به معنای روز- به این دلیل بر این ماه ایرانی گذارده شده كه ماه تولد دوباره خورشید است. باید دانست كه انگلیسی یك زبان گرمانیك (خانواده زبانهای آلمانی) و از خانواده بزرگ تر زبان های آریایی (آرین) است. هرمان هیرت در آستانه دی گان به دنیا آمده بود و به زادروز خود كه مصادف با تولد دوباره خورشید بود، مباهات بسیار می كرد.
فردوسی به استناد منابع خود، یلدا و خور روز، را به هوشنگ از شاهان پیشدادی ایران (كیانیان كه از سیستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در این زمینه از جمله گفته است:
كه ما را ز دین بهی ننگ نیست
به گیتی، به از دین هوشنگ نیست
همه راه داد است و آیین مهر
نظر كردن اندر شمار سپهر
آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نكرده و ایرانیان در این شب، باقیمانده میوه هایی را كه انبار كرده اند و خشكبار و تنقلات می خورند و دور هم گرد هیزم افروخته و بخاری روشن می نشینند تا سپیده دم بشارت شكست تاریكی و ظلمت و آمدن روشنایی و گرمی (در ایران باستان، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید كه بدون آن حیات نخواهد بود) را بدهد، زیرا كه به زعم آنان در این شب، تاریكی و سیاهی در اوج خود است.
خور روز (دی گان)- یكم دی ماه- در ایران باستان در عین حال روز برابری انسان ها بود. در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می پوشیدند تا یكسان به نظر آیند و كسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و كارها داوطلبانه انجام می گرفت، نه تحت امر. در این روز جنگ كردن و خونریزی، حتی كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان می دانستند و در جبهه ها رعایت می كردند و خونریزی موقتاً قطع می شد و بسیار دیده شده كه همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود.


«اسم من قادر عبدالله زاده است. اهل روستای "کولیجه"، از توابع شهرستان "بوکان" هستم. ۹۳، ۹۴ سالی سن دارم. "شیخ محمد"، شیخ منطقه بُرهان لقب "قاله مهره" (قادر آرام) را به من داد. از ۱۱ سالگی "شمشال" نواختم، و هرگز این ساز فلزی زرد رنگ را از خودم دور نکردهام.»
«شمشال» همان نیلبک فلزی است، که در سطح آن شش سوراخ وجود دارد و یکی از سازهای اصیل و قدیمی در منطقه «کردستان» است. شمشال، در شمار سازهای بادی فلزی برنجی قرار میگیرد و از لحاظ نوع صدا و وسعت در زمره سازهای بَم با طنین خاص خود است. این ساز از « مِسوار» که آلیاژی زرد رنگ است و از آن برای ساخت سماورهای قدیمی زغالی استفاده میشده، ساخته می شود.
صدای ساز «قاله مهره»، نخستین آهنگ
شیوه نوازندگی این ساز هم کاملاً تحت تاثیر وضعیت جغرافیایی منطقه «کردستان» است که طبیعتی کوهستانی و پستی- بلندیهای بسیار دارد. نوع نوازندگی این ساز کاملاً پرشور و هیجان با صداهای قوی و ضعیف مکرر و تکرارهای متوالی است.
«قاله مهره»، با قدی حدود ۱۶۵ سانتی متر، دستهای پینه بسته، موهای سفید، چهرهای آرام و صبور دارد. چهره ای که کمتر از سنش نشان می دهد. او سازش را که بیش از ۱۳۰ تا ۱۴۰ سال قدمت دارد از یک «سیّد» خریده است. سازی که روزها آن را زیر آستین لباس کردیش میگذارد و شبها آن را زیر بالشش.
ادامه را حتماً بخوانید...
ازهمه دوستان بایت تاخیر در بروز رسانی عذر می خوام .بنا بر کسالت مدتی از اینترنت دور بودم... شب عید قربان و بنظرم این نکته رو از دیدگاه خودم بگم بد نیست... ببینید خیلی ها فردا نذر دارند و قربانی می کنند و آرزو دارم قبول باشه. اما اینکه باور بفرمایید با دلیل عقلی می گم این کار بگذارید خود نمایی نباشه و بدست محتاجها برسه... نرید تا فک فامیل باشن به کسی دیگه نرسه. نگید فلان کس تو خطبه های نماز گفته اشکال نداره... باور بفرمایید اشکال داره٬ دست چند نفر برسه که سال به سال نمی تونند گوشت بخرند صواب داره...

نکته دوم اطلاعیه حماسی شهرداری بود در باره ساخت پارکینگ ! آقا خود ساختمان شهرداری که عینه آسایشگاه های خیریه کهنه شده رو چرا نمی کوبید پارکینگ طبقاتی نمی کنید؟! یا ساختمان آتش نشانی که می تونه دو طبقه مجتم تجاری هم در اون جا بگیره رو چرا خودتون نمی سازید؟ اصلاْ روزنامه های کثیر الانتشار و آگهی رو واسه همین روزا گذاشتن... عجب داره که چرا کار دست کاردان نیست...!
این مطلب رو هم در ادامه متن بخونید تا آخر عاقبت جشنواره داستان نویسی در بانه رو بدونید...
دیروز سالگرد برد تاریخی ایران در برابر استرالیا٬ انفجار یک راکتور هسته ای در کره شمالی٬ اولین پیروزی نهضت دهقانان در چین٬ شروع قیام های خونین درمکزیک٬ مرگ کلادیوس از امپراتور های روم و مهمتر از همه تولد من بود که این واقعه تاریخی را ارج می نهیم!
دیروز بحث سنگینی بین علمای بانه ای ( مردم و بحث های شبانه از سر بیکاری را عرض می کنم!) گرفته بود که عاقبت این دست فروشها که از گردو تا ال سی دی در خیابان می فروشند چه می شود؟! به نظر من این هم از آن دسته طرحها ( مثل جاده بانه-مریوان) می شود که برای همیشه پشت گوش انداخته می شود و ... باور بفرمایید عرض خیابان ۱۸ متری ۲ متر از اون باقی نمانده و شاخ شاخ دارند می فروشند... عجب داره این شهر ومردم و مسئولینش...
پی نوشت ۱: توجه کردید کل بلوارها را دارند ۵ سانتی متر کوچک می کنند؟! طرح از این مهمتر و ضروری تر نبود؟! یک فکری کنید به حال آن دسته از همشهریانی که خانه هایشان تا سردشت داره میره و هنوز هیچ امکانات شهری به اونجا نرسیده...
حیدری از پیگیری ساخت بیمارستان های سقز و بانه خبر داد که در سفر دوم ریاست جمهوری،دولت مکلف می شود تا 3 سال دیگر این پروژه را به اتمام برساند.وی همچنین سد چراغ ویس را از اساسی ترین مطالبات مردم شهرهای سقز و بانه خواند که با توجه به بحث خشکسالی و کم آبی های اخیر لزوم اجرای آن را دوچندان می کند.حیدری پیگیری های اخیر را موجب فعال شدن مجدد عملیات ساخت این سد اعلام نمود.
حیدری در ادامه گفت:در مورد کارخانه سیمان سقز انتقاد اصلی نه به دولت بلکه به سهام داران وارد است که نتوانستند آورده خود را تامین کنند و مسدودیت ارزی این کارخانه هم برای بار دوم در حال پایان است".

اما نکته جالب توجه سخنان حیدری مباحثی بود که در کمیسیون انرژی مجلس در مورد قطع گاز در زمستان مطرح شده بود.وی گفت" ما به مدیر کل شرکت گاز اعتراض کردیم که چرا قطر لوله گاز تا این اندازه کم است که در زمستان و افزایش مصرف دچار افت فشار در منطقه باشیم؛که مدیرکل منکر این مسئله شد و آن را کافی دانست اما یکی از نمایندگان استان آذربایجان شرقی که در جلسه حاضر بود اعتراض کرد که من مسئول پروژه لوله گذاری به کردستان بودم،به خاطر اعتراضی که به کم بودن قطر لوله به شما کردم از کار برکنار شدم یعنی مسئولان سرعت پروژه را به هر چیز دیگری ترجیح می دهند.
حیدری یکی از مشکلات منطقه را ناهماهنگی مدیران در سطح شهرستان و استان عنوان کرد و با اشاره به مسئله سامان دهی سکونت گاههای غیررسمی گفت" ارائه خدمات شهری به حاشیه نشینان تبدیل به معضلی شده است و علیرغم تصویب هیات وزیران برای دادن خدمات به ساکنان این مناطق،در عمل می بینیم کاری صورت نگرفته است و این مورد در سوال من از وزرای نیرو،کشور و نفت هم آمده است.
نماینده سقز و بانه به مسائل دیگری هم اشاره کرد که در سوالات وی از وزرا به آنها پرداخته شده است که متن تعدادی از سوالاتی که حیدری از وزرای مختلف پرسیده است و هر کدام در کمیسیون های مربوطه مورد بحث قرار می گیرد به شرح زیر است: